«ملت بزرگ ملتی است که کتاب میخواند.» فردریک ملچر ناشر و کتابفروش سرشناس امریکایی با چنین نگرشی بود که در سال ۱۹۱۹ هفته کتاب کودکان را بنیان گذاشت. او معتقد بود که «کتاب باید مجانی در دسترس هر دختر و پسری باشد. تا روزی که آنان بتوانند مجانی هر کتابی را بخوانند، ما وظیفهای سنگین بر عهده داریم.» از آن زمان تا به امروز هر ساله افراد زیادی دست اندرکار برگزاری این جشن بزرگ هستند. از آموزگار، کتابدار، و والدین کودکان گرفته تا کتابفروش، هنرمند، نویسنده و ناشر. آنها فداکارانه زمان و توان زیادی صرف میکنند تا هفتهای شاد و پرهیجان برای کودکان رقم بخورد و محرک آنان چیزی نیست جز علاقه به کتاب و کتابخوانی.
هفته کتاب جشنی ملی است که در مدرسهها، کتابفروشیها، کتابخانهها، باشگاهها و خانههای افراد برگزار میشود. قصهگویی، مهمانی، و ملاقات با نویسندگان و طراحان کتاب کودکان تنها بخشی از دهها برنامهای است که برای برانگیختن علاقه کودکان به مطالعه تدارک دیده میشود.
در حقیقت همه چیز با این فکر آغاز شد که کتاب کودک میتواند زندگی را تغییر دهد یا متحول کند. در ۱۹۱۳ یک کتابدار آمریکایی به نام فرانکلین ماتیوز سراسر کشور را گشت تا استانداردهای کتاب کودک را ارتقا دهد. او پیشنهاد داد که هفته کتاب کودک راهاندازی شود و همه گروههای ذینفع یعنی ناشران، کتابفروشان و کتابداران نیز از آن حمایت کنند.
ماتیوز دو متحد پرقدرت را با خود همراه کرد: یکی فردریک ملچر که در آن زمان سردبیر هفتهنامه ناشران بود و دیگری آن کارول مور مدیر بخش آثار کودکان کتابخانه عمومی نیویورک که چهرهای مطرح در جهان کتاب آن روز بود. با کمک آنها بود که در ۱۹۱۶ «هفته کتاب خوب» برگزار شد.
سه سال بعد انجمن کتابفروشان آمریکا هفته کتاب کودک را برای نخستین بار سازماندهی کرد تا از آن زمان هر ساله در ماه نوامبر برگزار شود. نخستین هفته کتاب را ملچر خود با کمک کتابفروشان و ناشران راه انداخت، آنها شعاری پرمعنا را برای خود برگزیدند: «کتاب بیشتر در خانهها»
حرف سردبیر:
آنچه در این گزارش آمده است، روایتیست از ابتکار، برنامهریزی و فعالیتهای کاربردیِ چند انجمن و مؤسسة خصوصی در آمریکا. فعالیتی که زایندة یک «جشن ملی» است که سالها در گسترة یک کشور برگزار میشود.
انجمنِ ناشران، انجمن ناشران کودک و نوجوان، انجمن شاعران و نویسندگان کودک و نوجوان، شورای کتاب کودک، نشریات خصوصی با موضوع کتاب و مراکز خصوصی بسیاری در کشورمان وجود دارد. پس چرا «هفتة کتاب کودک» یا یک هفتة کتابِ پربار نداریم؟ آیا این فقدان، زائیدة عملکردِ ضعیفِ چنین مراکزی است؟ یا باید مشکل را در جای دیگری جُست؟
بیائید کمی قیاس کنیم. یک مرکزِ فرهنگی در کشورِ مثالی آمریکا، چطور به حیاتش ادامه میدهد؟ چگونه تولید سرمایه میکند؟ برنامههایش از چه کانالهایی حمایتِ مالی و معنوی میشود؟ در ایران چطور؟
سالهاست که در ایران، هفتهای موسوم به «هفتة کتاب» شده است. محصولِ این همه سال چه بود؟ چند کتابخانة عمومی احداث شده است؟ چند کتابفروشی ایجاد شده است؟ چند کتابخوان بیشتر شده است؟ چند برنامة کتابخوانی برگزار شده است؟ چند نمونه از «برنامههای هفتة کتاب» در سالهای پیش، در ذهنِ من و شمای اهلِ کتاب ماندگار شده است؟ کدامشان را به خاطر داریم؟
متولی هفتة کتاب در ایران کیست؟ دولت. متولی هفتة کتاب کودک در کشور مثالی آمریکا کجاست؟ چند نهاد خصوصی. چه تفاوتی میانِ نهادهای خصوصی ایران و آمریکا است؟
آیا زمانِ آن نرسیده است تا نهادهای فرهنگی خصوصی ایران، ابتکار، نوآوری و بیتوقعی را تجربه کنند؟ محصولِ اتکا به دولت و چشمداشتِ از آن، چیزی جز چند بیلانِ کار ناکارآمد، چند گزارش و خبرِ گذرا و چند نمایشگاه کتاب نبوده است. اگر نهادهای خصوصی حقیقتاً دلسوزِ فرهنگ کشورند، وقتِ آن است که پایانِ زمانِ «دایهگی» دولت را اعلام کنند.
تجربههای ارزندة مراکزی همچون «شورای کتاب کودک»، «به سوی فردا»، و «بچههای کتاب» قدمهاییست برای خوداتکایی؛ هرچند که سختیها بسیار باشد. در هفتههای آینده، در همین صفحه، با برخی از این مراکز بیشتر آشنا میشویم.
***
در ۱۹۴۴ شورای کتاب کودکان که نهادی تازه تأسیس بود مسوولیت اداره هفته کتاب کودک را بر عهده گرفت. سال گذشته (۲۰۰۸) ماه برگزاری از نوامبر به مه تغییر کرد. در همین سال مسوولیت برگزاری هفته کتاب کودک و برنامهریزی رخدادهای رسمی به عهده «هر کودک یک کتابخوان» گذاشته شد که بازوی بشردوستانه صنعت نشر کتاب کودک به شمار میرود.
هفته کتاب کودک هنوز برای اهالی کتاب این کشور اهمیت فراوانی دارد، و آنان هرساله افراد بیشتری را وارد روند برگزاری میکنند. با این همه به اعتقاد آنان کارهای زیادی هست که باید انجام شود. هفته کتاب مردم را به هم نزدیک میکند تا درباره کتاب و لذت خواندن حرف بزنند.
امسال نیز در ماه مه کودکان به نودمین جشن کتاب دعوت شدند. در میان برنامهها و رخدادهای ملی که امسال طراحی شده بود باید از این فعالیتها یاد کرد:
برگزارکنندگان، والدین را نیز در همه برنامهها مشارکت میدهند. از جمله، از آنان میخواهند تا کودکان را تشویق کنند که در جشن جایزه کتاب برگزیده رأی دهند، کتابهایی را بخرند که به این فهرست وارد میشوند، برنامه مبادله کتاب را در خانههای خود برگزار کنند، کتابهای غیرضروری خود را به کتابخانههای مدارس، و دیگر سازمانهای محلی مرتبط اهدا کنند.
کارشناسان این رخدادها نیز برای پدر و مادرهایی که فرزندانشان کتاب نمیخوانند توصیههایی دارند:
سرمشق کودکان خود باشید: بگذارید فرزندان شما ببینند که اغلب ساعتهای روز کتاب میخوانید.
جستجوهای ورودی: