زیاد اتفاق نمیافتد وقتی توی کتابفروشی ایستادهای و قرار است کتاب شعری را بخری، وقتی کتاب را توی دستت میگیری و یک صفحه را باز میکنی، سرشار از لذت شوی.
خانم اجازه «غنچه» «بنفش» مرا شکاند
یک مشت هم تراشه به سرو صورتم تکاند
خانم اجازه من که گناهی نداشتم
اینجا نشسته بود و به من مزه میپراند
شاید این اتفاق به خاطر زبان ساده و صمیمی شاعر باشد و روانی ابیات که با فضایی آشنا برای همهٔ مخاطبان به تصویر کشیده شده است. البته وجود تعابیر نو در کتاب نیز در جای خودش به زیباتر شدن کتاب کمک شایانی کرده است.
«نامی که در مسیر خودش اشتباه کرد
آمد شناسنامهٔ من را سیاه کرد»
برای خوانندهٔ کتاب مصداق ذهن خلاق و پرکار شاعر است که با قریحهٔ خوش او برای سرودن این ابیات هم داستان شده است. اگر چه این زیبایی و شاعرانگی نه تنها در ابیات و غزلهای عاشقانه که در غزل اجتماعی این کتاب نیز آشکارا به چشم میخورد.
توجه همه را جمع کرده روی خودش
کبوتری که سر بام رفته توی خودش
سر و صدای خیابان صدای شلیک و …
فرار کرده از اینها به بغ بغوی خودش
«دو پیراهن جلوتر از خودم» دارای ۳۰ غزل به انتخاب نویسنده است که سرشار از ابیات ناب و لحظات شاعرانه است و خواندن آن برای هر خواننده لذت بخش است.
|
شنــــاسنامهٔ کتـاب |
|
|
نام کتاب: |
دو پیراهن جلوتر از خودم |
|
گروه مخاطبان: |
اهل شعر |
|
شاعر: |
عزت خلیفهزاده |
|
ناشر: |
داستانسرا |
|
نوبت چاپ: |
۸۴/ ؟ |
|
تعداد صفحات: |
۶۴ صفحه |
|
قیمت: |
۷۵۰ تومان |
|
شابک: |
۴-۲-۹۴۱۳۳-۹۶۴ |
دراژه شکلاتی, شعر









آشخانه
همخانه





