در روزنامه معمول نبود خانمها شب در تحریریه بمانند. اما مگر مریم زیر بار میرفت؟! در پاریس، دربارهٔ درستی کارش از امام پرسیده بود. امام نوشتهبود: «مشروع است به شرط رعایت حجاب»
روی همین حساب فکر میکرد میتواند هرجا که خواست برود. از شیفتِ شبِ تحریریه شروع کرد. کمی بعد ضبطِ صوتش را برداشت و راهی مریوان شد. آنروزها دستفروشها در خیابانهای مریوان کُلت حراج میکردند؛ هر قبضه دو هزار تومان!
بس که خودسر و یکدنده بود هیچ کس مسئولیتش را برعهده نمیگرفت. در تهران، سردبیر گفتهبود: «خونت پای خودته»
■■■
…دو روز بعد که در ختم جهانگیر شرکت کردم، به نظر میرسید آخرین دیدار من با اصغر وصالی و گروه دستمالسرخها باشد، اما وقتی به خانه بازگشتم اصغر با من همراه شد. خودم پشت فرمان نشستهبودم. احساس کردم حرفی برای گفتن دارد، اما قادر نیست به صراحت بیان کند. چندین خیابان را پشت سر گذاشتهبودیم و او هنوز مِن مِن میکرد. خوب میدانست چه میخواهد بگوید، اما با اولین کلمه، لبهایش را گاز میگرفت و باز در ادامه گفتههایش درمیماند. دستآخر همه چیز را در یک جمله خلاصه کرد: «با من زندگی میکنی؟»
[خبرنگار جنگی / صفحهی ۱۴۰]
در مریوان هم وضع همین بود. اصغر وصالی قبول کرده بود او را به روستاهای جنگزده ببرد. اما قول نمیداد زنده بَرَش گرداند. دکتر چمران تردید داشت. ولی مریم از خدایش بود؛ حالا که کسی مسئولش نبود میتوانست به همه جا سَرَک بکشد. اصلا مگر خبرنگاری همین نبود؟
مریم کاظمزاده نزدیک یک سال در کردستان ماند. چند باری هم به جبهههای جنوب رفت. اما بعدها، وقتی خاطراتش را برای رضا رئیسی بازگو میکرد، بیشتر از کردستان سخن گفت؛ جایی که اولین عشق زندگیاش ریشه کرد، پا گرفت و پیش از آنکه مریم به سایهاش عادت کند، بر خاک افتاد. رضا رئیسی «خبرنگار جنگی» را از روی همین یادها و یادبودها نوشته است.
از خاطرات فرشته ملکی که بگذریم، خبرنگار جنگی عاشقانهترین روایتی است که من از جنگ سراغ دارم. اینجا از شور و هیجان «دا» یا التهابِ «اینک شوکران» خبری نیست. اما عاشقی و دلواپسی از سطر سطر کتاب سرریز میکند. آن قدر که از یک جایی به بعد، آدم حس میکند خودش خبرنگار است؛ خودش به مریوان رفته؛ خودش عاشق شده…
|
شنــــاسنامهٔ کتـاب |
|
| عنوان: | خبرنگار جنگی (خاطرات مریم کاظمزاده) |
| ناشر: | انتشارات یادبانو |
| گروه مخاطبان: | جوان / بزرگسال |
| به اهتمام: | رضا رئیسی |
| نوبت چاپ: | اول / ۸۲ |
| شمارگان: | ۳ هزار نسخه |
| تعداد صفحات: | ۲۴۰ صفحه / رقعی |
| قیمت: | ۱۴۵۰ تومان |
| شابک: |
۹۶۴-۹۴۵۹۲-۳-۵ |
خاطرات جنگ, خبرنگار, زیتونِ شور, مریم کاظم زاده









آشخانه
همخانه





