
سروده قیصر برای مردم فلسطین
به قلم «قاسم یاحسینی»
عبدالرحيم سعيدیراد گفت
مصطفی رحماندوست گفت
آخرین صحیفه آسمانی به نام قرآن
در بازدید از پایگاه کتابخانه ملی کودکان و نوجوانان ایران
چاپ پنجم
نوشته «سید مهدی شجاعی»
"دا" باز هم صدرنشین
نوشته اکبر صحرایی
به قلم "رضيه غُبيشي" همرزم شهيد مريم فرهانيان
"زود بزرگ ميشويم"، اولين رمان جنگي ساسان ناطق
«سانستپارک» به فارسی ترجمه شد
البته 45 درصد از انگلیسیها!
اميد مهدی نژاد گفت
مجموعهای طنز در نقد خُلق و خو و اخلاق شهری، نوشته «علیرضا لبش»
جلد دوم کتاب ابوالفضل درخشنده
خاطرات ناگفته يوسفعلی ميرشكاك از رهبر انقلاب
يادداشت اميری اسفندقه درباره ديدار ساليانه شاعران با رهبر انقلاب
مجموعه خاطرات و بيانات استاد صمدی آملی در حوزه دفاع مقدس و شهدای گمنام
سفرنامه رهبر انقلاب در شیراز به قلم اکبرصحرایی
شرح زندگی و آثار حمید سبزواری
جفعرابراهیمی همه کتابهایش را به کتابخانه آنلاین هدیه داد.
رمانی با موضوع خرمشهر به قلم رضا رئیسی
تغییرات در سایت پاطوق کتاب، منجر به ثبت دامنهٔ آی.آر شد
کتاب آيتالله حسن حسنزاده آملی به چاپ پنجم رسید.
رونمایی از چاپ هشتم رمانی به قلم «حسینفتاحی»
8 کتاب از تازهترین داستانهای کوتاه خود را برای کودکان به دست چاپ سپرد.
گزارش هدایتالله بهبودی از بمباران شیمیایی شهر حلبچه
آشنایى با رمز و راز استحكام روابط خانوادگى
خاطرات «شهید حسین لشکری» منتشر میشود.
اعمال تغییرات تازه –اما بیخبر- در روند ممیزی کتاب و تصمیم شورای عالی انقلاب فرهنگی به نظارت مستقیم بر این روند، تغییر نابهنگام و دور از انتظار پرویز و جایگزینیِ فردی با سابقه کار در سپاه، ابهام فضای نشر کشور را بیشتر میکند. و این ابهام، هیچ نتیجهای جز سردرگمی، بیاعتمادی و رکود بازار نخواهد داشت.
خیلیها امیدوار بودند که بیماریِ «نادر ابراهیمی» روزی تمام شود. اما این «خوشبینی»، بیش از اندازه بود. بیماری او هر روز عمیقتر میشد. فراموشی به ناتوانی حرکتی منجر میشد و نادر را یکجا نشین میکرد. این همه درحالی بود که اتاق کارِ او، پر بود از یادآورهایی که کارهای در دستِ انجام
آنچه در ادامه میآید، نوشتهای است که حدود 3 سال پیش، در صفحهٔ «پایداری» روزنامهٔ جامجم منتشر شد. اینک، به مناسبت سالگردِ فتحِ خرمشهر، آن را باز نشر میکنم. در طی این چند سال، اوضاع روایت در حوزهٔ دفاع مقدس روی متفاوتتری گرفته است. پس، به آن یادداشت، چند سطری افزودهام و
مردم ایران، دربارهٔ لبنان بسیار شنیدهاند. ما ایرانیها، به خوبی میدانیم مسئلهٔ «لبنان» برای دولت و حکومتمان، مسئلهٔ مهمی است؛ اما اغلب، دلیلِ این اهمیت را به درستی نمیدانیم. در این میان عدهٔ بسیاری هستند که با تحلیلهایِ «شوفر تاکسی»، ماجرا را به کمکهای میلیاردی ایران به لبنان و چیزهای شنیده و برساخته
هر سال در اردیبهشتماه، سر و صدای نمایشگاه کتاب تهران بالا میگیرد و اندکی بعد، همه چیز آرام میشود تا سال بعد. در طول 10 روز، روزنامهها و سایتها و این و آن، میگویند و مینویسند که نمایشگاه خوب است به فلان دلیل، و بد است به بهمان دلیل. اغلب هم، از
طبق رسم هر ساله، صبح دیروز رهبر جمهوری اسلامی ایران راهی نمایشگاه کتاب تهران شد و برخی از بخشهای آن را از نظر گذراند. این رسمِ جا افتاده، جدای آنکه شوقِ یک رهبر سیاسی-مذهبی پرطرفدار را به موضوع مطالعه نشان میدهد، به نوعی، پیگیری مطالعه را نیز تأکید میکند. رهبر، هرسال به
نمایشگاه کتاب تهران، ابداً مایهٔ خوشحالی و مباهات نیست. برخلافِ آنچه هر ساله در رسانههای مختلف میگویند، نمایشگاه کتاب، نه بهار کتابخوانی است و نه شورِ خوشیمنِ علاقهمندان به کتاب. در حقیقت، نمایشگاه کتاب تهران، نمودِ عمقِ نادرستیِ مدیریت فرهنگی در کشور ما است.
اواخر هفتهٔ گذشته، مرتضی سرهنگی، مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزهٔ هنری، از عرضهٔ کتابِ «شنام» خبر داد و دربارهٔ این اثر خاطرهای دفاع مقدس به فارس گفت : «این کتاب در صورت معرفی درست و تبلیغ خوب میتواند جایگزینی برای کتاب «دا» باشد.» سرهنگی، توضیحش را اینگونه کامل کرد

آشخانه
همخانه
پیک
تبلیغ
لوح