<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>خانه کتاب اشا &#187; تنقلات</title>
	<atom:link href="http://asha.ir/category/book-review/zaban-farsi/tanaqolat/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://asha.ir</link>
	<description>خانه‌ای می‌سازیم؛ خشت خشت‌اش ز کتاب</description>
	<lastBuildDate>Thu, 29 Jul 2010 21:41:03 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>دگرخند</title>
		<link>http://asha.ir/archives/425</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/425#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 14 Jan 2009 23:10:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میهمان</dc:creator>
				<category><![CDATA[آش خانه]]></category>
		<category><![CDATA[تنقلات]]></category>
		<category><![CDATA[زبان و ادبیات فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[طاقچه]]></category>
		<category><![CDATA[غذا]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[علی موسوی گرمارودی]]></category>
		<category><![CDATA[هجو]]></category>
		<category><![CDATA[هزل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.asha.ir/?p=425</guid>
		<description><![CDATA[شاید برای‌تان جالب‌تر باشد اگر بدانید که یکی از به‌ترین و علمی‌ترین کتاب‌های موجود در زمینه‌ٔ تاریخ طنز همین کتاب است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2009/01/degarkhand.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;" ><p dir="rtl">نمایش‌گاه بین‌المللی کتاب تهران. همین‌طور که غرفه‌های کم نام و نشان را زیر سبیلی رد می‌کنم و به دنبال یک ناشر پرکار و معتبر می‌گردم، در غرفهٔ مؤسسهٔ مطالعات تاریخ معاصر ایران یکی از دوستان را می‌بینم.</p>
<p dir="rtl">او پشت به قفسه‌ها ایستاده و من روبروی او. هنوز چند ثانیه از شروع احوال‌پرسی نگذشته که نگاهم روی کتابِ پشتِ سرش جا می‌ماند. کتابی با طرح جلدی جذاب و عنوانی جذاب‌تر.</p>
<p dir="rtl">سعی می‌کنم فعلا سراغش نروم تا احوال‌پرسی‌ها تمام شود و بعد با خیال راحت زیر و رویش کنم. اما نمی‌شود. نام نویسنده را که می‌بینم طاقت نمی‌آورم و برش می‌دارم. «دگرخند؛ درآمدی کوتاه بر طنز و هزل و هجو در تاریخ و تاریخ معاصر»؛ نوشتهٔ دکتر علی موسوی گرمارودی.</p>
<p dir="rtl">انتظار دیدنِ هر اسمی را به عنوان نویسندهٔ این کتاب داشتم غیر از علی موسوی گرمارودی. شاید برای‌تان جالب‌تر باشد اگر بدانید که یکی از به‌ترین و علمی‌ترین کتاب‌های موجود در زمینه‌ٔ تاریخ طنز همین کتاب است.</p>
<p dir="rtl">دکتر گرمارودی یک فصل از این کتاب را مثل اغلب کتبی که با طنز در ارتباطند به تعریف طنز و هجو و هزل پرداخته و در فصلی دیگر به طور کامل دیدگاه قرآن و روایات را دربارهٔ این مقوله بیان کرده ‌است. شاید تسلط گرمارودی بر قرآن عاملی شده تا این فصل از «دگرخند» فصلی متمایز و برجسته باشد.</p>
<p dir="rtl">«نقیضه‌ها»، «طنز در متون گذشته» و «روزنامه‌های فکاهی» از دیگر بخش‌های این کتاب ارزش‌مند است.</p>
<p dir="rtl">با چیزهایی که گفتم شاید این‌طور به نظر برسد که این کتاب ویژه‌ٔ گروهی خاص مثل محققان است، اما وجود نمونه‌های ناب و غنی در جای‌جای دگرخند باعث شده تا این کتاب در کنار ارزشِ علمی‌ای که دارد تفاوت چندانی با یک کتاب طنز نداشته باشد.</p>
<p dir="rtl" align="center">***</p>
<p dir="rtl">راستش خاطرم نیست که از آن دوست چه‌طور جدا شدم و خداحافظی کردم!</p>
<p dir="rtl">
<table dir="rtl" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0" align="right">
<tbody>
<tr>
<td colspan="2" width="246">
<p dir="rtl" align="center"><strong>شنــــاس‌نامهٔ کتـاب</strong></p>
</td>
</tr>
<tr>
<td width="113">
<p dir="rtl"><strong>عنوان:</strong></p>
</td>
<td width="132">
<p dir="rtl">دگرخند؛   درآمدی کوتاه بر طنز و هزل و هجو در تاریخ و تاریخ معاصر</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td width="113">
<p dir="rtl"><strong>ناشر:</strong><strong></strong></p>
</td>
<td width="132">
<p dir="rtl">مؤسسه   مطالعات تاریخ معاصر ایران<strong></strong></p>
</td>
</tr>
<tr>
<td width="113">
<p dir="rtl"><strong>گروه   مخاطبان:</strong><strong></strong></p>
</td>
<td width="132">
<p dir="rtl">طنز   دوستان و طنزنویسان</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td width="113">
<p dir="rtl"><strong>نویسنده:</strong></p>
</td>
<td width="132">
<p dir="rtl">علی   موسوی گرمارودی</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td width="113">
<p dir="rtl"><strong>شماره‌گان:</strong><strong></strong></p>
</td>
<td width="132">
<p dir="rtl">۱۲۰۰   نسخه</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td width="113">
<p dir="rtl"><strong>نوبت   چاپ:</strong><strong></strong></p>
</td>
<td width="132">
<p dir="rtl">اول / زمستان   ۸۰</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td width="113">
<p dir="rtl"><strong>تعداد   صفحات:</strong><strong></strong></p>
</td>
<td width="132">
<p dir="rtl">۳۸۸   رقعی</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td width="113">
<p dir="rtl"><strong>قیمت:</strong><strong></strong></p>
</td>
<td width="132">
<p dir="rtl">۱۹۵۰   تومان</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td width="113">
<p dir="rtl"><strong>شابک:</strong></p>
</td>
<td width="132">
<p dir="rtl">۲-۳۴-۶۳۵۷-۹۶۴</p>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p dir="rtl">
<p dir="rtl">
<p dir="rtl">
<p dir="rtl">
<p dir="rtl">
<p dir="rtl">
<p dir="rtl">

			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=425">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/425/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شاهنامه به نثر</title>
		<link>http://asha.ir/archives/177</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/177#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 10 Jan 2009 00:49:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>فهیمه شانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[آش خانه]]></category>
		<category><![CDATA[تنقلات]]></category>
		<category><![CDATA[زبان و ادبیات فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[طاقچه]]></category>
		<category><![CDATA[غذا]]></category>
		<category><![CDATA[کودک و نوجوان]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر سیدمحمد دبیرسیاقی]]></category>
		<category><![CDATA[شاهنامه]]></category>
		<category><![CDATA[فردوسی]]></category>
		<category><![CDATA[نثر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/core/?p=177</guid>
		<description><![CDATA[«شاهنامه‌ٔ فردوسی به نثر» به معنی واقعی کلمه، قرص شاهنامه است! همان‌طور که از نام کتاب پیداست، اولاً روایات شاهنامه در آن گنجانده شده و ثانیاً متن نوشته، نثر است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2009/01/img_0007l.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;" ><p>این روزها اگر توی مغازه‌ٔ لوازم خوراکی و مواد غذایی، سری بزنیم، بسته‌های کوچکی حاوی عصاره‌ٔ مواد مختلف را می‌بینیم؛ مثلاً عصاره‌ٔ گوشت مرغ که بسیار هم کوچک است، اما سازنده‌گانش مدعی‌اند که کافی است آن را داخل یک قابلمهٔ آب بریزیم تا همهٔ خواص واقعیِ مرغ یا گوشت را ظاهر کند و با کمی دخل و تصرف، سوپ خوشمزه‌ای را به ما تحویل دهد!<br />
شگفتا که امروزه همه چیز به صورت قرص و کپسول درآمده است: با صرف وقت اندک و نتیجه‌ٔ عالی!</p>
<p>برای شناختن کتابی که ادعا می‌کنیم «عظیم‌ترین سرمایه‌ٔ ملی فرهنگ و ادب ماست»، عوام گاهی به همین یک جمله بسنده می‌کنند و از میان خواص هم، اگر کسی پیدا شود و بخواهد همه‌ٔ پنجاه- شصت هزار بیت را فقط یک بار سرسری بخواند، زندگی امروز وقت و تمرکز کافی در اختیار او قرار نمی‌دهد؛ پس چه خوب می‌شود که کتاب هم به صورت قرص یا کپسول، همه‌ٔ دانستنی‌های لازم را به‌صورت فشرده (و به قول خودمانmp3 ) به ما تحویل دهد!<br />
«شاهنامه‌ٔ فردوسی به نثر» به معنی واقعی کلمه، قرص شاهنامه است! همان‌طور که از نام کتاب پیداست، اولاً روایات شاهنامه در آن گنجانده شده و ثانیاً متن نوشته، نثر است.<br />
اگر کتاب را باز کنی که فقط ببینی سبک و سیاق داستان‌ها و نوشته به چه صورت است، یک‌باره متوجه می‌شوی که در مدت کوتاهی چندین روایت یا حتی صفحه پیش رفته‌ای.</p>
<blockquote><p>نویسنده‌ٔ دانشمند، زبانی بسیار ساده و عبارت‌پردازی و حکایت‌پردازی بدون حشو و بی‌پیرایه (بی آن که از اصل مطلب چیزی کاسته باشد) را برای کتابش برگزیده است تا جایی که فهم آن برای گروه‌های مختلف سنی، با دانش متوسط هم امکان‌پذیر است.</p></blockquote>
<p>ترتیب روایات و داستان‌ها همان ترتیبی است که فردوسی تنظیم کرده و دخل و تصرفی در آن صورت نگرفته است، حتی نتیجه‌گیری‌ها و اندرزهای فردوسی حکیم هم به زبانی بسیار ساده، در قالب یکی دو جمله‌ٔ کوتاه و مطابق ترتیب شاهنامه آمده است.<br />
در ابتدای کتاب،‌ زندگی‌نامه‌ای مختصر از حکیم فردوسی آورده شده که بسیار سودمند است. این کتاب، خواندن و مکرر خواندنِ شاهنامه‌ٔ فردوسی را بسیار آسان می‌کند و کوچه‌باغی باصفاست برای گذر همه‌ٔ افراد اهل مطالعه. البته شاید  شیوه‌ٔ شعرگونه‌ٔ حماسی حکیم فردوسی برای علاقه‌مندان آن، با خواندن این شاهنامه به دست نیاید و کمتر لذت ببرند، اما این عده بدانند که خواندن این کتاب برای آن‌ها هم خالی از لطف نخواهد بود.</p>
<table style="text-align: justify; height: 161px;" dir="rtl" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0" width="251">
<tbody>
<tr>
<td colspan="2" width="246" valign="bottom">
<p dir="rtl" align="center"><strong>شنــــاس‌نامهٔ کتـاب</strong></p>
</td>
</tr>
<tr>
<td width="113">
<p dir="rtl"><strong>ناشر:</strong><strong></strong></p>
</td>
<td width="132">
<p dir="rtl">قطره <strong></strong></p>
</td>
</tr>
<tr>
<td width="113">
<p dir="rtl"><strong>گروه   مخاطبان:</strong><strong></strong></p>
</td>
<td width="132">
<p dir="rtl">۱۰ تا   ۱۰۰ ساله‌ها</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td width="113">
<p dir="rtl"><strong>نویسنده:</strong></p>
</td>
<td width="132">
<p dir="rtl"><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1_%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%82%DB%8C">دکتر   سیدمحمد دبیرسیاقی</a></p>
</td>
</tr>
<tr>
<td width="113">
<p dir="rtl"><strong>نام   کتاب:</strong><strong></strong></p>
</td>
<td width="132">
<p dir="rtl">برگردان   روایت‌گونهٔ شاهنامه فردوسی به نثر</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td width="113">
<p dir="rtl"><strong>شماره‌گان:</strong><strong></strong></p>
</td>
<td width="132">
<p dir="rtl">۲۲۰۰   نسخه</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td width="113">
<p dir="rtl"><strong>نوبت   چاپ:</strong><strong></strong></p>
</td>
<td width="132">
<p dir="rtl">هفتم/   ۱۳۸۷</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td width="113">
<p dir="rtl"><strong>تعداد   صفحات:</strong><strong></strong></p>
</td>
<td width="132">
<p dir="rtl">۴۷۶</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td width="113">
<p dir="rtl"><strong>قیمت:</strong><strong></strong></p>
</td>
<td width="132">
<p dir="rtl">۶۵۰۰   تومان</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td width="113">
<p dir="rtl"><strong>شابک:</strong></p>
</td>
<td width="132">
<p dir="rtl">۰-۱۲۲-۳۴۱-۹۶۴-۹۷۸</p>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;">

				<div>
					<h4>1 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/5f19e01fa1bf273aa60a5f2b0619b051?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>محسن خطیبی‌فر:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/177/comment-page-1#comment-40">2009-Jan-12</a></small>
							یا حق
سلام
متن معرفی خوب بود. اگر از این معرفی‌نامه‌های بی‌پیرایه زیاد شود خوب‌تر هم می‌شود. این یکی که من را بدجور ترغیب به خواندن کتاب معرفی‌شده کرد. البته از آهنگی که در متن بود خوش‌ام نیامد. صد البته سلیقه من در بین مخاطبان این نوشته گم است. پس بگذریم و برویم پی خواندن کتاب «برگردان روایت‌گونهٔ شاهنامه فردوسی به نثر».

پ.ن:
آقا جان این رنگ لینکی را که برای نام جناب نویسنده انتخاب کرده‌ای اصلاً نوشته‌اش را -که همان اسم نویسنده باشد،- ناخوانا کرده است. فکری برای‌اش بکنید.
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=177">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/177/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دیوان حافظ</title>
		<link>http://asha.ir/archives/167</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/167#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 10 Jan 2009 00:19:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>فهیمه شانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[آش خانه]]></category>
		<category><![CDATA[تنقلات]]></category>
		<category><![CDATA[زبان و ادبیات فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[غذا]]></category>
		<category><![CDATA[تصحیح]]></category>
		<category><![CDATA[جامع]]></category>
		<category><![CDATA[حافظ]]></category>
		<category><![CDATA[دیوان]]></category>
		<category><![CDATA[علامه قزوینی]]></category>
		<category><![CDATA[قاسم غنی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد گل اندام]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/core/?p=167</guid>
		<description><![CDATA[نسخهٔ جامعی از تصحیح انتقادی شامل غزلیات، مثنویات، مقطعات، رباعیات و قصاید است. در انتهای کتاب، چندین فهرست از اسامی رجال، امکنه، قبایل، کتب و کلمات و تعبیرات تفسیر شده در حواشی دیوان قرارداده شده است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/2009/01/dervish.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;" ><p style="text-align: justify;">دیوان حافظ<br />
شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی<br />
به تصحیح علامه محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی<br />
چاپ نهم؛ ۱۳۸۴<br />
انتشارات زوار<br />
شمارگان: ۳۳۰۰ نسخه<br />
قیمت: ۶۰۰۰ تومان</p>
<p style="text-align: justify;">
<p>در میان کتب چاپ شده، پس از قرآن کریم، دیوان حافظ بیش‌ترین آمار چاپ را به خود اختصاص داده است تا آن‌جا که گذرمان به هر کتاب‌فروشی که می‌افتد، حتماً نسخه‌هایی معتبر، بازاری، فال‌نامه و انواع چاپ‌های نفیس یا بی‌ارزش از دیوان حافظ به چشم می‌خورد.<br />
اگر ما را با خواجه جز تفألی و تفننی سر و کار نباشد، ممکن است هر کدام از نسخ  برای رفع نیازمان کفایت کند، اما یقیناًً آنان که با این کتاب گرامی و این اندیشة بزرگ مأنوس هستند و نسخه‌ها و چاپ‌های مختلف از دیوان را از نظر گذرانده‌اند، تفاوت بسیار در نسخ مختلف را دریافته‌اند و چه بسا گاه در این که بالأخره کدام کلمات یا عبارات یا حتی ابیات و غزلیات، اندیشة اصیل خواجه یا حداقل نزدیک به آن است، سرگردان مانده‌اند!<br />
اختلاف در نسخ ممکن است به دلایلی باشد که برخی از آن‌ها به اختصار عبارتند از:<br />
■ یکی این‌که نسخه‌نویسان یا خوانندگان شعر خواجه، عباراتی از خواجه را که در زمان آن‌ها قریب و نامأنوس است، با طبع و سلیقة شخصی خود به عبارات قابل فهم زمان خویش تغییر داده‌اند!<br />
■ دوم آن‌که هر چه از زمان شاعر فاصله می‌گیریم و شهرت او عالم‌گیرتر می‌شود، اشعاری از شاعران دیگر در دیوان راه یافته است و چون نسخة قدیمی‌تر در دسترس نیست، تمییز دادن آن هم ممکن است آسان نباشد!<br />
■ سوم آن‌که نسخ خطی قدیم گاه از جهت خط و املا ناخوانا بوده و در هنگام نسخه‌برداری مجدد، تغییر کرده‌اند.<br />
این سطور، سرنخی است به قصد شناساندن معتبرترین نسخه از دیوان حافظ؛ هم برای آنان که درپی گوهر ناب اندیشة اصیل شاعر هستند و هم برای آنان که درپی نسخه‌ای از دیوان هستند برای این‌که آن را منشأ تحقیق و بررسی قرار دهند.<br />
کتاب، نسخهٔ جامعی از تصحیح انتقادی شامل غزلیات، مثنویات، مقطعات، رباعیات و قصاید است. در انتهای کتاب، چندین فهرست از اسامی رجال، امکنه، قبایل، کتب و کلمات و تعبیرات تفسیر شده در حواشی دیوان قرارداده شده است. علامه قزوینی و دکتر غنی در تصحیح این نسخه هجده نسخة متفاوت از دیوان را منشأ کار خود قرار داده‌اند و شرح کامل تلاش‌ها و نام نسخ مورد استفاده، مطابق معمول کتب تصحیح شده در ابتدای کتاب آورده شده است.<br />
همان‌طورکه می‌دانیم حافظ(علیه‌الرحمه)، خود اشعارش را به صورت کتاب حاضر ارائه نکرده است و اولین جامع این دیوان عظیم، محمد گلندام بوده است که تقریباً معاصر با خواجه به جمع‌آوری و تدوین دیوان اقدام کرده است. مقدمة محمد گلندام نیز در ابتدای این کتاب وجود دارد که پس از شرح روش تصحیح اشعار، در ابتدای کتاب و قبل از غزلیات آمده است و از دو جهت زبان شیرین تاریخی آن و اطلاعاتی که دربارة دیوان در اختیار ما می‌گذارد، جالب و خواندنی است.</p>

				<div>
					<h4>1 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/5f19e01fa1bf273aa60a5f2b0619b051?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>محسن خطیبی‌فر:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/167/comment-page-1#comment-42">2009-Jan-12</a></small>
							یا حق
سلام
جایی در نوشته آمده: «این سطور، سرنخی است به قصد شناساندن معتبرترین نسخه از دیوان حافظ…» و در سطر بعد آمده دربارهٔ کتاب حرف را شروع کرده است. فکر می‌کنم اگر چیزی وسط این دو قرار بگیرد و یا خط‌های پایانی به بالا و بین این دو سطر منتقل شوند نوشته به‌تر خواهد شد. تعیین این امر به‌عهدهٔ نویسنده است البته.

پ.ن:
۱- چه‌را این نوشته به‌شکل کج انتشار پیدا کرده؟
۲- چه‌را برای اطلاعات کتاب از جدول استفاده نشده؟
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=167">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/167/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
