<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>خانه کتاب اشا</title>
	<atom:link href="http://asha.ir/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://asha.ir</link>
	<description>خانه‌ای می‌سازیم؛ خشت خشت‌اش ز کتاب</description>
	<lastBuildDate>Thu, 29 Jul 2010 21:41:03 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>مطالعه در کالج اورستد دانمارک</title>
		<link>http://asha.ir/archives/3479</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/3479#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Jul 2010 21:33:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اهالی خانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[عکس‌نما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/archives/3479</guid>
		<description><![CDATA[اینجا سالن مطالعهٔ کالج اورستد دانمارک است! اگر از گوگل‌ریدر استفاده می‌کنید، برای دیدن همهٔ تصاویر، بعد از مراجعه به سایت، در قسمت «عکس‌نما» روی عکس کوچک کلیک کنید. ارسال نظر سریع]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/orestad_studyspace.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;" ><p>اینجا سالن مطالعهٔ کالج اورستد دانمارک است!</p>
<p><strong>اگر از گوگل‌ریدر استفاده می‌کنید، برای دیدن همهٔ تصاویر، بعد از مراجعه به سایت، در قسمت «عکس‌نما» روی عکس کوچک کلیک کنید.</strong></p>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=3479">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/3479/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بهائیت در ایران</title>
		<link>http://asha.ir/archives/3475</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/3475#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Jul 2010 21:12:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انوشه میرمرعشی</dc:creator>
				<category><![CDATA[آش خانه]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[غذا]]></category>
		<category><![CDATA[آب‌گوشت]]></category>
		<category><![CDATA[بهاءالله]]></category>
		<category><![CDATA[بهائی]]></category>
		<category><![CDATA[بهائیان]]></category>
		<category><![CDATA[بهائیت]]></category>
		<category><![CDATA[شناخت بهائیت]]></category>
		<category><![CDATA[فرق انحرافی]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه‌های انحرافی]]></category>
		<category><![CDATA[پرنس کینیاز دالگورکی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/archives/3475</guid>
		<description><![CDATA[ردپای بهائیان در کشف حجاب رضاخانی، ایجاد لژهای فراماسونری، انحراف در مشروطیت، کشتار و فتنه‌انگیزی...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/bahaeiyat-dar-iran.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;" ><p>این که شهید عزیز <strong>سید</strong><strong> </strong><strong>عبدالحسین لاری</strong> می‌گفت: «هزار لعنت به ابالیس انگلیس و روس بدتر از مجوس» بدون دلیل و از سر تعصب بی‌جا نبود. شاید که نه حتما! اگر هر ایرانی وطن دوستی هم به تاریخ ۲۰۰ سال اخیر (به ویژه دورهٔ قاجار) آگاهی پیدا کند، همین موضعِ سخت و نفرت شدید را نسبت به انگلیس و روسیهٔ تزاری ابراز کند.</p>
<p>بهائی‌گری و بهائی‌بازی در تاریخ معاصر ایران از آن دست وقایعی است که دو سر بیش‌تر ندارد. یک سرش جهالت و نادانی آدم‌ها و یک سر دیگرش قدرت‌طلبی صرف آدم‌هایی است که از نادانی آدم‌های دستهٔ اول بهره می‌برند. تمام داستان</p>
<div style="float: left; width: 180px; margin-right: 10px; padding: 5px; border: 1px solid #ffffff; background-color: #d1d1d1;">
<p><strong>بخشی از متن کتاب:</strong></p>
<p>«کاروان قرة العین  وقتی به همدان وارد شد،متشکل از حدود چهل نفر زن و مرد بود.در همدان نیز او به همان ترتیب کرمانشاه سه خانه اجاره کرد و خود نیز به خانه بزرگان از جمله به قلعه بهمن میرزا که دارالحکومه بود رفت و آمد می کرد و در نتیجه جمعی از اصحاب حرم بزرگان به او گرویدند&#8230;ملا الیاهو و ملا لاله زار که هردو کلیمی بودند با توجه به کینه ای که نسبت به اسلام داشتند چون آوای تفرقه در دین مبین را شنیدند مثل پروانه به دور آن شمع چرخیدند و چنان درباره قرة العین غلو نموده،نابغه و بی مانند بودن او را ترویج کردند که بازار این دین سازان رواج گرفت.»-ص ۱۳۴-</p>
<div class="box1_dot" style="text-align: center;">■ ■ ■</div>
</div>
<p>ریشهٔ بهائیت که از فرقه‌ای انحرافی به نام «بابیت» سرچشمه می‌گیرد، از زمانی آغاز می‌شود که یک کاردار دوم سفارت روسیه در تهران به نام «پرنس کینیاز دالگورکی» تصمیم می‌گیرد برای رسیدن کشور متبوعش به آب‌های آزاد و به چنگ آوردن ایران در زمان محمد شاه قاجار (پدر ناصرالدین شاه) به شیوه‌های ریاکارانه روی بیاورد و با ایجاد فتنه و تفرقه در کشورمان به اهدافش برسد.</p>
<p>دالگورکی برای رسیدن  به اهدافش ابتدا به دروغ اظهار اسلام  می‌کند و برای کسب علوم اسلامی به <strong>حوزهٔ</strong><strong> </strong><strong>علمیه اصولیون</strong> در تهران وارد می‌شود و بعد از مدت کوتاهی متوجه می‌شود که عقاید علما و مردمی که پیرو اصول مذهب شیعهٔ اثنی عشری هستند، آن قدر محکم است که او نمی‌تواند کاری از پیش ببرد. به همین دلیل این بار به حوزهٔ علمیه «شیخیه» می‌رود.</p>
<p>شیخیه فرقه‌ای بود که با حمایتِ مستقیمِ فتحعلی شاه قاجار محفلشان رونق گرفته بود و به نوعی علمایِ آن آخوندهای درباریِ نیمهٔ اول عصر قاجار محسوب می‌شدند. اعتقاد پیروان این فرقه بر این مبنا بود که ایشان برای عمل به احکام و صدور فتاوای جدید به برداشت از قرآن، دستورات پیامبر و امام اعتقاد داشتند و عقل را به عنوان مبنا قبول نداشتند. در مقابل، دم از چیزی به نام <strong>رکن رابع</strong> می‌زدند. یعنی معتقد بودند که در زمان غیبت امام زمان(عج) باید به «رکن رابع» مراجعه کرد و رکن رابع از نظر آن‌ها کسی بود که به واسطهٔ ریاضت‌ها به درجه‌ای رسیده باشد که شخصاً به دیدار امام عصر نائل آمده و فتاوای جدید را از ایشان بپرسد! در واقع شیخیه‌ای‌ها در عمل منکر عقل و احادیث مربوط به استخراج احکام توسط علما می‌شدند.</p>
<p>با ورود دالگورکی به حوزهٔ علمیهٔ شیخیه و آگاهی پیدا کردن از عقاید بعضاً عجیب و غریب علمای شیخیه دربارهٔ باب امام زمان بودن و دیدار با ایشان، کشف کرد که تنها راه نفوذ و ایجاد تفرقه در ایران استفاده از همین ظرفیت عالی است&#8230;</p>
<p>این که چه طور همین جناب دالگورکی به بهانهٔ ادامه تحصیلات حوزوی به کربلا می‌رود و می‌شود شاگرد <strong>سید</strong><strong> </strong><strong>کاظم رشتی</strong>، عالم بزرگ فرقهٔ شیخیه و این که بعد چطور جناب <strong>علی</strong><strong> </strong><strong>محمد شیرازی</strong> را کشف می‌کند و این طلبهٔ حشیشی را قانع می‌کند که تو بابِ امام زمانی و باید قیامت را آغاز کنی، تازه قسمت اول داستان است. مصیبت اصلی وقتی اتفاق می‌افتد، که با توطئهٔ این جناب دالگورکی دو لشکر از مردم ایران، یکی به حمایت <strong>علی</strong><strong> </strong><strong>محمد باب</strong> که دیگر آن موقع ادعای امام زمان بودن می‌کرد و لشکر دیگر به فرماندهی <strong>امیرکبیر</strong> (صدراعظم ناصرالدین شاه جوان) برای تجزیه نشدن ایران، روبروی هم قرار می‌گیرند و برادرکشی اتفاق می‌افتد.</p>
<p>بعد و محاکمه و  اعدام علی محمد باب توسط علمای  تبریز، تحرکات جانشینان علی محمد که کاملاً با سفارت روسیه هماهنگ بودند، دوباره شروع می‌شود. آن‌ها قصدِ کشتن شاه را می‌کنند و با شکستِ نقشه‌شان، شاه حکم تبعید بابیان را صادر می‌کند. با ورود بهائیان به خاک عثمانی، بهاءالله همه کارهٔ فرقهٔ جدید می‌شود. بهاءالله رهبر پیروان علی محمد باب و البته نوکر رسمی انگلیس می‌شود.</p>
<p>کتاب «بهائیت در ایران» که آقای <strong>دکتر</strong><strong> </strong><strong>سید سعید زاهد زاهدانی</strong> با همکاری <strong>محمد</strong><strong> </strong><strong>علی سلامی</strong> آن را نوشته‌، کتاب بسیار جامع و محققانه‌ای است که برای شناخت عقاید و تاریخ ایجاد و چگونگی ادامهٔ حیات این فرقهٔ بیگانه‌ساز مفید است. کتاب با لحن ساده‌ای نوشته شده و تکیه بر منابع مستندی دارد.</p>
<p>خواندن این کتاب دربارهٔ نقش‌های بهائیان در کشف  حجاب اولیهٔ قبل از کشف حجاب رضاخانی، ایجاد لژهای فراماسونری، ایجاد  انحراف در مسیر مشروطیت، کشتار، فتنه و&#8230; اطلاعات خوبی به شما خواهد داد.</p>
<table dir="rtl" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td colspan="2" width="276" valign="top"><strong>شناسنامهٔ کتاب</strong></td>
</tr>
<tr>
<td width="143" valign="top"><strong>عنوان</strong></td>
<td width="133" valign="top">بهائیت در ایران</td>
</tr>
<tr>
<td width="143" valign="top"><strong>نویسنده</strong></td>
<td width="133" valign="top">سید سعید زاهد زاهدانی با همکاری محمدعلی سلامی</td>
</tr>
<tr>
<td width="143" valign="top"><strong>ناشر</strong></td>
<td width="133" valign="top">مرکز اسناد انقلاب اسلامی</td>
</tr>
<tr>
<td width="143" valign="top"><strong>گروه مخاطبان</strong></td>
<td width="133" valign="top">علاقه‌مندان به تاریخ فرق منحرف</td>
</tr>
<tr>
<td width="143" valign="top"><strong>مزهٔ کتاب</strong></td>
<td width="133" valign="top">آبگوشت</td>
</tr>
<tr>
<td width="143" valign="top"><strong>تعداد صفحات</strong></td>
<td width="133" valign="top">۳۱۸ صفحه / وزیری</td>
</tr>
<tr>
<td width="143" valign="top"><strong>نوبت چاپ</strong></td>
<td width="133" valign="top">سوم / ۸۴</td>
</tr>
<tr>
<td width="143" valign="top"><strong>شمارگان</strong></td>
<td width="133" valign="top">۳۰۰۰ نسخه</td>
</tr>
<tr>
<td width="143" valign="top"><strong>قیمت</strong></td>
<td width="133" valign="top">۳۳۰۰ تومان</td>
</tr>
<tr>
<td width="143" valign="top"><strong>شابک</strong></td>
<td width="133" valign="top">۰-۴۰ -۷۳۵۷ – ۹۶۴</td>
</tr>
</tbody>
</table>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=3475">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/3475/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در وصف رستوران کتابخواری</title>
		<link>http://asha.ir/archives/3472</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/3472#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Jul 2010 20:31:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اهالی خانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[صفحه اول]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[حسین مشرقی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد مسیح یاراحمدی]]></category>
		<category><![CDATA[نشریه پنجره]]></category>
		<category><![CDATA[همشهری داستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/archives/3472</guid>
		<description><![CDATA[در برابر این همت بی‌منت اهالی خانهٔ کتاب اشا، بر من و شما است که آن را بخوانیم، به دیگران معرفی کنیم، در وبلاگ‌ها و سایت‌هایمان لینک کنیم و اگر دست‌مان به جیب‌مان می‌رود و چیزی برای تبلیغ داریم با سپردن تبلیغات‌مان به پایگاه اشا، در تأمین هزینه‌های یک رسانهٔ آنلاین خودجوشِ حزب‌اللهی کمک کنیم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/asha-in-magazins.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;" ><p><strong>اشا:</strong> از آغاز فعالیت اهالی خانهٔ کتاب اشا، تاکنون نشریات، روزنامه‌ها، خبرگزاری‌ها و سایت‌های مختلف، اخبار این فعالیت‌ها را پوشش داده‌اند و گاهی هم، مطالبی دربارهٔ «خانهٔ کتاب اشا» منتشر کرده‌اند. از میان این مطالب، اینک سه مطلب متأخر را، با احترام پیش روی‌تان می‌آوریم.</p>
<p style="text-align: center;"><strong>■</strong><strong>■</strong><strong>■</strong></p>
<p><strong>■ محمدمسیح یاراحمدی / شمارهٔ ۵۲ هفته‌نامهٔ پنجره: </strong>خانه کتاب اشا (Asha.ir) جزء معدود تلاش‌های غیرانتفاعی دوستان متعهد به مبانی انقلاب است که هرچند به دلیل همین عدم انتفاع، دچار پستی و بلندی‌های متعددی در فعالیت خود بوده، اما هرگز رو به تعطیلی نبرده است. اشا را حسام‌الدین مطهری، یکی از وبلاگ‌نویسان مطرح سال‌های میانی دههٔ هشتاد، با ایجاد یک وبلاگ مجهز به دامنهٔ مستقل روی سرویس رایگان «میهن بلاگ» بنیان گذاشت. وبلاگی‌ که خصوصاً با توانایی خاص مدیرش در طراحی گرافیک، تنه به تنهٔ یک نیم‌سایت فرهنگی می‌زد؛ پایگاهی که ابتدا با آرزوی رسیدن به یک «فروشگاه آنلاین کتاب» در کنار نشر محتوای فرهنگی توسط یک جوان نوقلم اراکی شروع به کار کرد.</p>
<p>مطهری بعدها خصوصاً با اعتباری که از اشا، وبلاگش و داستان‌هایش پیدا کرد، برای همکاری در نشریات دعوت به کار شد و همین امر حضور وی در تهران و افزایش ارتباطاتی را رقم زد که منجر به تشکیل تیم جدید اشا شد. و حالا پایگاه اشا که پس از سه چهار بار تغییر صورت، به صورت منوی یک «رستوران کتابخواری» ثبات یافته، چیزی فراتر از یک پایگاه تخصصی معرفی و نقد کتاب و نشر داستان کوتاه است.</p>
<p>امروز این پایگاه علاوه بر «آش‌خانه» که محل معرفی و نقد کتاب است، «اشاوه» را به عنوان رادیو اینترنتی (پادکست) ارائه می‌دهد. در «فرهنگشت» اخبار حوزه‌های دیگر فرهنگ را نیز بی‌نصیب نمی‌گذارد، از «رصدخانه» و «پیش‌خوان» بُخل را زمین گذاشته و شما را به برگزیدهٔ مطالب دیگر پایگاه‌های فرهنگی و تازه‌های جراید فرهنگی ارجاع می‌دهد. در «مجلهٔ ادبی» شما را به ضیافت داستان‌خوانی آنلاین می‌برد و با قرارهای واقعی و حضوری «هیئت» خانهٔ کتاب اشا، فعالان تازه‌نفس عرصهٔ فرهنگ را دور هم جمع می‌کند.</p>
<p>در برابر این همت بی‌منت اهالی خانهٔ کتاب اشا، بر من و شما است که آن را بخوانیم، به دیگران معرفی کنیم، در وبلاگ‌ها و سایت‌هایمان لینک کنیم و اگر دست‌مان به جیب‌مان می‌رود و چیزی برای تبلیغ داریم با سپردن تبلیغات‌مان به پایگاه اشا، در تأمین هزینه‌های یک رسانهٔ آنلاین خودجوشِ حزب‌اللهی کمک کنیم.</p>
<p><strong>■ ماهنامهٔ همشهری داستان / شمارهٔ ۵: </strong>از فرهنگِ نساختهٔ «کتاب‌خوانی» در ایران که بگذریم، کتاب‌نخوانیِ مردمِ ما، معلولِ دو دلیلِ مهم است: نخست توزیعِ نامطلوب، و دوم معرفی و پیشنهادِ بد. پیشنهادِ بد، ذائقهٔ کتاب‌خوانی را خراب می‌کند و آدم را از صرافتِ مطالعه می‌اندازد. قهوهٔ بد مزه که بخوری، تا ابدالدهر از هرچه قهوه‌ است بی‌زار می‌شوی. قورمه‌سبزیِ بدطبخ شده را بچشی، بویِ سبزی خورشی هم بدحالت می‌کند.</p>
<p>توزیعِ مطلوب که کارِ وزیر و وکیل و ناشر است. از این که بگذریم، «پیشنهادِ خوب» کاری‌ست که من و شمای اهلِ مطالعه، هرکدام به قدرِ وسع‌مان، از پس‌اش برمی‌آئیم. اما وجودِ رسانه‌ای که همت و برنامه‌اش ارائهٔ پیشنهادهای خوب باشد، کارِ کارستانی‌ست که به قدرِ صدها و هزارها نفرِ از ما کارکرد دارد.</p>
<p>سه سالِ قبل، چند نفری جمع شدند و خانه‌ای بنا کردند، در زمینی مجازی، بر سِروِری اینترنتی؛ تا به ادعای خودشان، به قدرِ قلم و جَنَم‌شان پیشنهادهای خوب بدهند و روشِ تشخیصِ خوب و بد را رسانه‌ای کنند. «خانهٔ کتاب اشا» تیرماه ۱۳۸۵ نسخهٔ آزمایشی را علم کرد و تا به امروز، چهار بار نسخه به نسخه شده، تا برسد به نسخهٔ چهارم و نهایی. نسخه‌ای که در شش حوزه، کتابِ خوب معرفی می‌کند: زبان و ادبیات فارسی، داستان و رمان، کودک و نوجوان، علمی و آموزشی، تاریخ، شعر.</p>
<p>اهالیِ خانهٔ کتاب اشا، برای هر موضوع، دو دستهٔ مجزا تعیین کرده‌اند: غذا و تنقلات. بنا است تا در زیردستهٔ «غذا» کتاب‌های تخصصی‌تر معرفی شوند و در زیردستهٔ «تنقلات» کتاب‌های عمومی‌تر و ساده‌تر. جدای این دسته‌بندی، پیشنهاددهندگان، از بین ۵ برچسبِ مزه‌دار، یکی را روی کتابِ معرفی‌ شده‌شان می‌چسبانند: آبگوشت، قورمه‌سبزی، دراژهٔ شکلاتی، کاسنی و زیتونِ شور. برچسب‌های مزه، نشان‌گرِ مزهٔ هر کتاب‌اند. مثلاً قورمه‌سبزی یعنی: ساده، روان‌خوان و مقوی. یا کاسنی یعنی: قوی، تلخ، اما آموزنده. برچسب‌های مزه، کمک می‌کند تا کتاب‌های هم‌مزه را بشناسیم و مشابه چیزی که خوانده‌ایم را تجربه کنیم.</p>
<p>خانهٔ کتابِ اشا، فقط در بخشِ «آش‌خانه»‌اش محدود نمی‌شود. بیرون از بخشِ معرفیِ کتاب، اهالیِ خانهٔ کتاب اشا، مدعی‌اند که در بخشِ اصلی (بالاخانه) مسائلِ مختلفِ حوزهٔ کتاب و کتاب‌خوانی را تحلیل و نقد می‌کنند. از سیاست‌گذاری‌های ارشاد گرفته تا حرکت‌های مردمیِ کتاب‌خوانی در کشور یا روش‌های تشخیصِ کتابِ خوب. مطالبِ بالاخانه چه قالبی دارند؟ گزارش، مصاحبه، یادداشت تحلیلی، یادداشت ترجمه و گاهی نظرسنجی.</p>
<p>از «بالاخانه» که بیرون بزنیم، می‌رسیم به «اشاوه». اشاوه، یعنی «صدای اشا». کارش چیست؟ پخشِ صدا. در چه قالبی؟ در قالبِ برنامه‌ای رادیویی، با در نظرگرفتنِ ملزومات و ملاحظاتِ رادیوی اینترنتی یا همان «پادکست». در رادیویِ تخصصیِ کتابِ اشا، دربارهٔ مسائل مختلفِ حوزهٔ کتاب حرف‌هایی می‌شنویم. از مصاحبه با نویسنده‌گان گرفته تا گزارشی از یک کافه کتاب در شهرستانی کوچک.</p>
<p>صداها را رها می‌کنیم و می‌رویم سروقتِ عکس‌ها. کتاب‌خورها، خوب می‌دانند لذتِ دیدنِ عکس‌های فانتزی از کتاب و کتابخوانی چه لذتی دارد. اگر می‌خواهید از عکس‌های فانتزیِ کتاب و صندلیِ کتابی و اتاق‌ خوابِ کتابی و&#8230; کیفور شوید یا تصاویری ببینید از اتفاقاتِ کتابی در ایران، «عکس‌نما» گزینهٔ بدی نیست.</p>
<p>خانـهٔ کتابِ بی «کتابخانه» مگر می‌شود؟ سایت خانهٔ کتاب اشا، بخشی دارد با عنوانِ کتابخانه. اگر در این بخش، پِیِ E-Book هستید، نرفته، بازگردید. در عوض، این بخش مرجعِ کوچکی‌ست از داستانِ کوتاه و شعرِ جوان. هدفش چیست؟ انتشار داستان و شعر از پدیدآورندگانی که فرصتِ انتشارِ نوشته‌شان را نیافته‌اند + عکس و رزومه‌ای از صاحب اثر.</p>
<p>پی‌گیریِ اخبارِ روزِ حوزهٔ کتاب، از دیگر دغدغه‌های اهالی خانه کتاب اشا است. اگر ستونِ سمتِ چپِ سایت‌شان را ببینید، بخشی می‌یابید با عنوانِ «رصدخانه». رصدخانه بنا دارد تا اخبار کتاب و کتابخوانی را رصد کند و با لینک، یک‌جا جمع‌شان کند. فقط کافی‌ست کلیک کنید!</p>
<p>خانهٔ کتاب اشا، کاری رسانه‌ای است در حوزهٔ کتاب. تلاشی که به قولِ اهالی‌اش، نمی‌خواهد کسی را کتاب‌خوان کند، اما می‌خواهد به کتاب‌خوان‌ها، خوراکِ خوب بشناساند.</p>
<p>مطالبِ خانهٔ کتاب اشا را می‌توانید از طریقِ نشانیِ Asha.ir بخوانید یا فیدِ RSS سایت را در گوگل‌ریدر یا «دلیشز» ثبت کنید تا تازه‌ها ساده و بی‌دردسر پیش چشم‌تان باشد. حتا می‌توانید مطالب مختلفِ سایت را در جامعه‌های مجازی یا سایت‌های به اشتراک‌گذاری، منتشر کنید تا دوستان‌تان خوش‌مزه‌ها را بچشند</p>
<p><strong>■ حسین مشرقی / شمارهٔ ۵۲ هفته‌نامهٔ پنجره: </strong>ژاپنی‌ها ضرب‌المثل مانندی دارند که می‌گویند: «تیهون جین وا هن نـ مشی دسو!» یعنی ژاپنی‌ها حشرهٔ کتابند و به زبان دقیق‌تر خودمانی می‌شود: ژاپنی‌ها کرم کتابند.</p>
<p>و این مقدمه‌ای حسرت‌آمیز و غبطه‌‌آلود بود بر این که سرانهٔ مطالعه در کشور ما بین مسئولان دست به دست می‌شود –و آخر نفهمیدیم این ماجرا شوخی بود یا جدی؛ که ساعت‌های تلاوت قرآن مؤمنین و مؤمنات و همچنین مطالعات درسی و کنکوری جوانان دم بخت را در محاسبهٔ این سرانه به حساب آورده‌اند یا نه؟- با تلاش‌های فراوان به هشت دقیقه یا ۱۰ و ۱۵ دقیقه رسیده است و این را هم بیفزاییم که ژاپنی‌ها بر خلاف ظاهر بی‌احساس‌شان، آدم‌های پرتلاشی‌ هستند و کتابخوانی جزء ذات زندگی آنان و اگر بخواهیم به روز سخن بگوییم، بخش اصلی سبک زندگی‌شان شده است&#8230; که بگذریم!</p>
<p>سایت‌های زیادی با نگاه جدی به حوزهٔ کتاب در فضای وب فعالند که البته بیش‌ترش به زبان‌های دیگر و چندتایی در حوزهٔ زبان فارسی؛ که فارسی‌زبان‌هایش انصافاً حرکت‌های درخور و شایسته‌ای دارند، چه در حوزهٔ معرفی، چه در حوزهٔ فروش، که خیلی زود به آن‌ها خواهیم پرداخت و به این ترتیب رسیدیم به اصل مطلب.</p>
<p>از نگاه طراحی گرافیک، شما با یک سایت زیبا با طرح‌ها و رنگ‌های چشم‌نواز و لوگوی ساده، ولی شکیلی روبه‌رو خواهید شدی؛ وقتی در مرورگرتان تایپ کنید: <a href="http://www.asha.ir/">WWW.ASHA.IR</a> از سال ۱۳۸۵ جوانی فعال و اهل کار که نامش حسام‌الدین مطهری‌ست و سنش از ۲۵ نمی‌گذرد، با دغدغهٔ کتاب و کتاب‌خوانی پایگاه اینترنتی‌ای با نام «خانهٔٔ کتاب اشا» و با شعار «دعوت به مراسم کتاب‌خوانی» راه‌اندازی کرد و البته چه دعوت خوبی، به چه کار کم‌مشتری‌ای!</p>
<p>پایگاه اشا شامل چندین بخش مرسوم بین سایت‌های اینترنت، ولی با عنوان‌های جالب است: بالاخانه، آش‌خانه، مجله ادبی، عکس‌نما، اشاوه، نقشه محله، لوح و&#8230;</p>
<p>از دیدار این پایگاه اینترنتی دست خالی باز نخواهید گشت، چرا که تازه‌ترین کتاب‌های بازار نشر ایران را معرفی می‌کند، اوضاع کتاب را در ایران با شور جوانانه و گاهی با لحنی تند، ولی بی‌شک از سر دل‌سوزی نقد، تحلیل و بررسی می‌کند. پادکستی (رادیو اینترنتی) با نام اشاوه دارد که تا کنون به شمارهٔ دهم خود رسیده است. معرفی موضوعی کتاب دارد که در چند بخش ادبیات فارسی، داستان و رمان، دین، کودک و نوجوان، تاریخ، شعر و هنر به آشناسازی مخاطبان با کتاب‌های خوب می‌پردازد.</p>
<p>رصدخانهٔ اشا توجه شما را بیشتر جلت خواهد کرد، اگر حتی نوع فکری گردانندگان سایت را قبول نداشته باشید؛ چراکه روزانه اخبار حوزهٔ کتاب را در اختیار مخاطبان قرار می‌دهد.</p>
<p>حسام‌الدین مطهری موضوع اصلی فعالیت این سایت را کتاب و مسائل مرتبط با آن، بررسی و تحلیل اخبار و اتفاقات حوزهٔ کتاب و نقد و معرفی می‌داند و در تعریف کلمهٔ اشا می‌نویسد: «اشا، راستی و درستی است در گفتار و کردار. هرچند که نوشته‌اند: بدبختانه هیچ واژهٔ فارسی که گویای اشا باشد نداریم!»</p>
<p>و ادامه می‌دهد: «قرار بود خانهٔ کتاب اشا، خانهٔ اهل فکر باشد. فکر بنای چنین خانه‌ای، خیال ما بود؛ خیالِ ساختِ یک «کتاب‌فروشی-کتابخانه-فکرخانه». نشد. اما وقتی آدمیزاده بخواهد کاری بکند، بالأخره می‌کند. پس آدمیزاده‌ای آمد و به مدد دوستانش این‌جا را ساخت.»</p>
<p>اگرچه در گفتگوی نگارنده با مدیر پایگاه از اوضاع حمایت نکردن متولیان امر از کار به این خوبی در فضای مجازی –که بسیاری این را تأئید می‌کنند- به شدت گله‌مند و تقریباً ناامید بود، ولی دغدغه‌های انقلابی و ارزشی این جمع کوچک که با پول توی جیبی خود خانهٔ کتاب اشا را سرپا داشته‌اند، می‌تواند مایهٔ عبرت مسئولانی باشد که وقتی با آنان از سایت صحبت می‌کند، پایگاه اطلاع‌رسانی در ذهن‌شان تداعی می‌شود و نتیجه‌اش راه‌اندازی انواع فلان‌نیوز و بهمان‌نیوز برای این همه سازمان کوچک و بزرگ در فضای مجازی شده است. اما مثل همیشه ما امیدواریم!</p>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=3472">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/3472/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نخبه‌سوزی در تهران</title>
		<link>http://asha.ir/archives/3469</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/3469#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 28 Jul 2010 17:36:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میهمان</dc:creator>
				<category><![CDATA[تیتر اول]]></category>
		<category><![CDATA[صفحه اول]]></category>
		<category><![CDATA[گفت‌گو]]></category>
		<category><![CDATA[آنا هنوز می‌خندد]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن قلم ایران]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن قلم تهران]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر صحرایی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستان دفاع مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[سوره مهر]]></category>
		<category><![CDATA[سید مهدی موحد]]></category>
		<category><![CDATA[طنز دفاع مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[عبور اکیداً ممنوع]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/archives/3469</guid>
		<description><![CDATA[اختصاصی خانهٔ کتاب اشا: کسانی که داستان‌های کوتاه جنگ را می‌پسندند، بدون شک نام «اکبر صحرایی» را شنیده‌اند. او طبعی لطیف و طناز دارد و از این جهت، نوشته‌های جنگی-طنز او نیز مخاطب دارد. با وجود آن‌که عرصهٔ نویسندگی در حوزهٔ دفاع مقدس محل حضور آدم‌های کوتاه و بلند بسیاری است، صحرایی صاحب قله‌ای در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/akbar-sahraaee.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;width:99%" ><p><strong><span style="color: #ff0000;">اختصاصی خانهٔ کتاب اشا: </span>کسانی که داستان‌های  کوتاه جنگ را می‌پسندند، بدون شک نام «اکبر  صحرایی» را شنیده‌اند. او طبعی لطیف و طناز  دارد و از این جهت، نوشته‌های جنگی-طنز  او نیز مخاطب دارد. با وجود آن‌که عرصهٔ  نویسندگی در حوزهٔ دفاع مقدس محل حضور آدم‌های  کوتاه و بلند بسیاری است، صحرایی صاحب قله‌ای  در این میان است. قله‌ای که رفیع‌ترین  نیست، اما منحصر به فرد است.</strong></p>
<p><strong>صحرایی این‌روزها  سرگرم کار روی رمانی است که به یکی از سفرهای  رهبر می‌پردازد. این نویسندهٔ شهرستان‌نشین  را، در یک صبح یک‌شنبه در اتاق نویسندگی‌اش  ملاقات کردیم. اتاقکی که  بالای خانه‌اش ساخته و اغلب  در آن‌جا میزبان همقطارانش می‌شود.</strong></p>
<p><strong>اتاق کار صحرایی، پر  از کتاب و لوح تقدیرهایی به نام او است.  در گوشه‌ای از اتاق،  آثار خود او جا خوش کرده‌اند. خوب که چشم  بچرخانی چند قطعه عکس و وسایلی  را می‌یابی که یادگار جنگیدنِ صحرایی است. </strong></p>
<p><strong>آن‌چه خواهید خواند،  شرحِ گفتگوی ما و اکبر صحرایی، نویسندهٔ  ۱۳ کتاب دفاع مقدس است.</strong></p>
<p><strong>■</strong><strong> آقای صحرایی، قرار است گفتگوی ما را مخاطبان  سایت «خانهٔ کتاب اشا» بخوانند. شما این  سایت را دیده‌اید؟</strong></p>
<p>یک بار که داشتم توی اینترنت  گشتی می‌زدم دیدم که مطلبی دربارهٔ کتابِ  «آنا هنوز می‌خندد» در این سایت منتشر  شده و البته بعداً خبرهایی را دربارهٔ خودم  در این سایت خواندم که جالب بود.</p>
<p><strong>■</strong><strong> با وجود محدودیت‌هایی که در طنازی در حوزهٔ  دفاع مقدس وجود دارد، قلم شما در طنز خوب  چرخیده. دربارهٔ طنزنویسیِ ارزشی  نظرتان چیست؟</strong></p>
<p>من بعد از کار «خمپاره‌های  خواب‌آلوده» که سال ۶۲ نوشتم، تقریباً هفت  سالی کار طنز نکردم. بعد از آن‌ «معمای  کانال ماهی» را نوشتم که انتشارات علمی  فرهنگی تازه چاپش کرده و بعد هم «عبور اکیداً  ممنوع» را نوشتم. طنز فضای بکری دارد که  می‌تواند مخاطبان زیادی را جلب کند.</p>
<p>طنز، با فکاهی و لودگی  و جک خیلی فرق دارد. گاهی شما داستان‌های  چخوف را می‌‌خوانید که اصلاً واژه‌های  خنده‌دار به کار نمی‌برد، اما آخر داستان  لبخند تلخی می‌زنید.</p>
<p>در ادبیات و سینمای طنز  با جک و لودگی اشتباه گرفته می‌شود. طنز  در واقع دو لایه دارد. یکی ظاهر قضیه است  که کمی ممکن است خنده‌دار هم به نظر برسد  اما لایهٔ اصلی نقد فضای حاکم و اجتماع  یا واقعه‌ای است که نویسنده مد نظر دارد.  گاهی هم نویسنده یک لایه بالاتر می‌رود  و آن وقتی است که وجود انسان بصورت کلی شکافته  می‌شود و ارزش‌های انسانی نیز در درون  نوشتهٔ نویسنده قرار می‌گیرد. این لایه  اگر بصورت مستقیم گفته شود، می‌شود یک  شعار اما در طنز این می‌شود یه فضای تأثیرگذار.</p>
<p>ما در حوزهٔ داستان‌نویسی  معاصر و همچنین فضای دفاع مقدس این فضا  را کم داریم. برای همین هم کار سخت‌تر می‌شود.  کار در این حوزه نیز هرچند سخت است اما چون  بی‌بدیل است و نو، می‌تواند موفق باشد.</p>
<p><strong>■</strong><strong> در این حوزه تجربهٔ تازه‌تان چیست؟</strong></p>
<p>الان چند عنوان از داستان‌های  قبلی‌ ام را با داستان‌های طنز جدید که  حدودا ۳۵ داستان طنز می‌شود جمع کردم که  در حال ویرایش آخر است. این کار یک تفاوت  عمده با بقیهٔ مجموعه داستان‌های طنز دارد  که به صورت سطحی در «آنا هنوز می‌خندد»  آن را تجربه کردم و آن هم تکرار شخصیت‌ها  است. من یک انسجام فرمی در «عبور اکیدا ممنوع»  دادم تا خواننده هم بتواند به عنوان داستان  کوتاه از کتاب استفاده کند و هم هر داستان  را به عنوان یک فصل از یک رمان در نظر بگیرد.  این یک تمایز در حوزهٔ طنز و تا حدودی در  داستان کشور است. البته کار سختی هم هست  که شما چیزی را بنویسید که هم استقلال داستان  کوتاه را داشته باشد هم انسجام فصل‌های  یک رمان را. در این‌جا هم همان شخصیت «دارعلی»  من تکرار می‌شود اما با یک شناخت بیشتر.  انشاالله امسال بتوانم به ناشر تحویلش  بدهم.</p>
<p><strong>■</strong><strong> ما اکبر صحرایی را با کارهای  طنز، داستان کوتاه و رمان می‌شناسیم. خودتان  فکر می‌کنید در کدام قالب چیره‌دست‌تر  هستید؟ </strong></p>
<p>جواب این سؤال را، باید  منتقد با خواندن همهٔ آثار بدهد. یک داستان‌نویس  معمولاً در طول کارهای خود تقریباً تمام  این حوزه‌ها را تجربه می‌کند. حتی شعر  را. اما خوب معمولاً یک قالب و البته یک  اثر نویسنده را مطرح می‌کند و به اوج می‌رساند.  نویسنده این حوزه‌ها را می‌پیماید تا  در یکی بالا برود. به نظر دوستان، من بیشتر  در داستان کوتاه موفق‌تر هستم و خوب از  ۱۳ اثر چاپ شده هم تنها ۳ اثر رمان است و یکی  داستان بلند طنز. از نظر وزن هم داستان کوتاه  هم بیش‌تر می‌چربد. هرچند «پرونده ۳۱۲»  مرا بیش‌تر سر شوق آورد.</p>
<p>در دو-سه سال اخیر با  «حافظ هفت» رفتم سراغ رمان و با «راز اشلو»  زندگی‌نامه داستانی را شروع کردم. «حافظ  هفت» سنگین‌ترین کار من بود. این یعنی من  بیش‌تر به طرف رمان رفتم و خوب نویسنده  هم با رمان بیش‌تر خودش را به جامعهٔ ادبی  اثبات می‌کند.</p>
<p>من تقریباً ششصد-هفتصد  صفحه‌ای از یک رمان اساسی که تمام ذهنیاتم  از دوران کودکی تا انقلاب و جنگ و تخیلات  من را در بر دارد نوشته‌ام که فعلا اسمش  را گذاشته‌ام رمان نیمه تمام. شاید کار  اساسی من و تجربیات من در آن متبلور شود.</p>
<p><strong>■</strong><strong> سفارشی بودن رمان‌هایتان تأثیری در این  قضیه نداشته است؟</strong></p>
<p>ببینید من اصلاً این  قضیهٔ کار سفارشی و غیر سفارشی را قبول  ندارم. این بیش‌تر یک شعار تبلیغاتی است.  یک نویسندهٔ حرفه‌ای برایش مهم نیست که  کار سفارشی است یا غیر سفارشی. در غرب و  هالیوود شما یک فیلم نمی‌بینید که سفارش  دولت‌ها یا سرمایه‌داران با تفکرات خاص  برای تأثیرگذاری بر جامعه و مردم نباشد.</p>
<p>وقتی نویسنده استعداد  و فکر خودش را بریزد در یک کار، آن کار ارزش  خودش را دارد. مگر این که بخواهد سریع و  فرمالیته کاری را انجام دهد که آن ربطی  به سفارشی یا غیر سفارشی بودن کار ندارد.  اتفاقا چه اشکالی دارد که جایی بیاید یک  حمایت مناسب از نویسنده بکند و کار بزرگی  هم به او واگذار کند؟</p>
<p><strong>■</strong><strong> به نظر شما جایگاه منتقد در چرخهٔ تولید  و عرضهٔ کتاب کجا است؟</strong></p>
<p>نویسنده، منتقد، مخاطب  و ناشر و پخش، چهار پایه هستند که ادبیات  کشور را نگه می‌دارند. اگر یکی از این پایه‌ها  نباشد، ادبیات زمین می‌خورد. نویسنده باید  بنویسد و تولید بکند، مخاطب مصرف بکند،  منتقد باید نقد کند تا ایرادات گرفته شود.</p>
<p>یکی از آفت‌های رشد ادبیات  کشور، کمبود منتقد است. ما نقد را گاهی با  تبلیغ و گاهی هم با تخریب اشتباه می‌گیریم.  گاهی منتقد نسبت به اثر آن قدر شیفتگی ایجاد  می‌کند که انحراف ایجاد می‌شود و گاهی  هم آن قدر بغض‌آلود برخورد می‌شود که کار  و نویسنده را زمین می‌زند. اگر ما نقدی  فلسفی، علمی و منطقی داشته باشیم، نویسنده  را رشد می‌دهد. پس نقش تکامل را اول منتقد  اجرا می‌کند.</p>
<p><strong>■</strong><strong> اکبر صحرایی نویسندهٔ شهرستانیِ شهرستان‌نشینی  است که در جامعهٔ ادبی شناخته شده است. ما  در میان نویسندگان شهرستانی تعداد زیادی  نویسنده مرکزنشین داریم که این نشان دهندهٔ  اهمیتِ «مرکزنشینی» در رشد و معرفی یک نویسنده  است. اما شما مثال نقض شده‌اید. </strong></p>
<p>این امکاناتی که در تهران  جمع می‌شود مثل ثروت، قدرت، رفاه و &#8230; می‌شود  آهنربایی که تعدادی از نخبه‌های شهرستان‌ها  را جذب می‌کند. این تجمع نخبگان خود موجب  نخبه‌سوزی می‌شود. کارها می‌شود کارهای  تکراری و کلیشه‌ای. شما برای مطرح شدن و  دیده شدن باید بروید تهران. حالا استثناهایی  وجود دارند مثل آقای عاکف یا آقای یاحسینی  که در شهرستان‌ها هستند و مطرح هم هستند.</p>
<p>این اجماع انرژی که در  حوزهٔ ادبیات در تهران ریخته، موجب ازدیاد  وزن کاذب در تهران شده و در شهرستان‌ها  لاغری مفرط ساخته. ببینید تمام خبرگزاری‌ها  و رسانه‌های ما در تهران هستند. خوب برای  یک مصاحبه به راحتی نویسندهٔ در دسترس را  انتخاب می‌کنند. یا یک جلسهٔ نقد کتاب که  مطرح می‌شود.</p>
<p>من یک مثال بزنم. در هفته  دفاع مقدس از تهران با من تماس گرفتند که  ما می‌خواهیم هر روز یک نقد داشته باشیم  بر آثار دفاع مقدس. به دلایلی که مثلاً شما  گفتید که صحرایی را دیگر نمی‌توان ندیده  گرفت، با من تماس گرفتند. می‌خواستند آنا  را نقد کنند. گفتند در این هفت روز ۶ نفر  تهرانی را دعوت کردیم و یک روزش را هم برای  شما گذاشتیم که البته اعتقاد دارم اگر ناشر  آنا «سوره مهر» نبود آن هم اتفاق نمی‌افتاد.</p>
<p>دو ماه قبل با من هماهنگ  شده اما چند روز قبلش می‌گویند آقای صحرایی  ما امکان همراهی شما تا تهران را نداریم  و خودتان باید زحمت بکشید بیائید. بحث رفت  و آمد و هزینه نیست. نویسنده وقتی ببینید  این طور است، طوری رفتار نمی‌کند که بگویند  از حول حلیم افتاد توی دیگ.</p>
<p>نکته دیگر هم نوع نگاه  است. نگاه مرکز به شهرستان‌ها یک نگاه بالا  به پائین است.</p>
<p>مثلا انجمن قلم ایران.  به نظرم اسمش را بگذارند انجمن قلم تهران  درست‌تر است. این ها جلسات دارند، سفرها  دارند، انتخابات دارند و&#8230;. در کدام یک از  این برنامه‌ها یک نویسندهٔ شهرستانی حضور  دارد؟ چرا در هیچ شهرستانی شعبه‌ای ندارد؟</p>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=3469">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/3469/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پنجره</title>
		<link>http://asha.ir/archives/3462</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/3462#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 25 Jul 2010 08:51:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اهالی خانه</dc:creator>
				<category><![CDATA[پیش‌خوان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/archives/3462</guid>
		<description><![CDATA[ویژه‌نامه تازه‌ترین شماره پنجره به مناسبت سومین سال‌گرد وفات عبدالکریم حق‌شناس، استاد اخلاق، به ایشان می‌پردازد. پنجره هم‌چنین گفت‌ و گوی ویژه‌ای با خانواده شهید گلدوی انجام داده است. شهید گلدوی همان است که با از خودگذشتگی در حادثه تروریستی اخیر در سیستان و بلوچستان جان عده‌ای از مردم این استان را نجات داد. بررسی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/656194.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;" ><p dir="rtl">ویژه‌نامه تازه‌ترین شماره پنجره به مناسبت سومین سال‌گرد وفات عبدالکریم حق‌شناس، استاد اخلاق، به ایشان می‌پردازد. پنجره هم‌چنین گفت‌ و گوی ویژه‌ای با خانواده شهید گلدوی انجام داده است. شهید گلدوی همان است که با از خودگذشتگی در حادثه تروریستی اخیر در سیستان و بلوچستان جان عده‌ای از مردم این استان را نجات داد. بررسی تاخیر در تصویب اساس‌نامه شرکت ملی نفت نیز از دیگر بخش‌های این شماره پنجره است.</p>
<p dir="rtl"><strong>مرد اخلاق</strong></p>
<p dir="rtl">به مناسبت سومین سال‌گرد فراق استاد اخلاق و عالم ربانی آیت الله حق‌شناس، پنجره  در ویژه‌نامه‌ای به این شخصیت پرداخته است. زندگی این مرد خدا برکات زیادی برای این مردم داشت. خیلی عظیم جوانانی که پای درس ایشان آراسته به فضائل اخلاقی می‌شدند و اینک که ایشان از بین ما رفته است،‌ ثلمه‌ای پدید آمده است. پنجره کوشیده است گوشه‌ای از کرامات و فضائل این عالم فرزانه را بنماید. محمدعلی‌جاودان و سیدمحمد‌حسن‌ابوترابی درباره ایشان سخنان آموزنده‌ای دارند. حسن‌حق‌شناس فرزند ایشان درباره پدر خاطرات جالبی دارد. سعید‌حدادیان نیز به این مناسبت برای پنجره یادداشتی نوشته است.</p>
<p dir="rtl"><strong>سیاست جنگ</strong></p>
<p dir="rtl">تهدیدات کشورهای مخالف جمهوری اسلامی هر از چند گاهی با موج رسانه‌ای این کشورها هم‌راه می‌شود و گزینه تهدید نظامی برای جنگ روانی انتخاب می‌شود. برنامه هسته‌ای ایران بهانه‌ای به دست این کشورها‌ داده است تا هرچند وقت یک‌بار به کمک رسانه‌های خود ایران را تهدیدی برای جامعه بین‌الملل نشان دهند. پنجره در این شماره خود با جمعی از سیاسیون و کارشناسان به بررسی این تهدیدات که  چندی است با آب و تاب و بیش‌تری بیان می‌شود به توان دفاعی ایران پرداخته است. گفت و گو با علاءالدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی، رامین مهمان‌پرست سخن‌گوی وزارت امورخارجه، سردار مرتضی صفاری و امیر شهرایینی این مسئله را از جنبه‌های سیاسی و نظامی مورد بررسی قرار می‌دهد.</p>
<p dir="rtl"><strong>معمای بی‌پاسخ</strong></p>
<p dir="rtl">اقتصاد وابسته به نفت ایران حکم می‌کند برای مدیریت این منبع حیاتی کشور مدیریتی جامع و آینده‌نگر پیش‌بینی شود. اساس‌نامه شرکت ملی نفت هنوز که هنوز است و پس از گذشت بیست سال راه به جایی نبرده است. پنجره در این شماره کوشیده است تا با مدیران رده بالای نفتی و سیاسی در این باره به بحث بپردازد. اکبرترکان،‌ معاون سابق وزارت نفت، حسن سبحانی، نماینده سابق مجلس، حمیدرضا کاتوزیان، رئیس کمیسیون انرژی و غلام‌حسین نوذری وزیر نفت در این مهم، پنجره را یاری می‌کنند. آن‌چه مهم است چرایی تاخیر بیست ساله در تصویب این اساس‌نامه و جای‌گاه این اساس‌نامه در مدیریت بر مهم‌ترین منبع درآمدن کشور که با تمرکز بر مدیریت کلان و هم‌سوی با برنامه ریزی‌های توسعه قابل بحث و پی‌گیری است.</p>
<p dir="rtl">***</p>
<p dir="rtl">پنجره پنجاه و دو با آثاری و گفتاری از سید‌مرتضی‌نبوی، علی دارابی، مهدی‌نصیری، ابوالفضل‌زرویی‌نصرآباد، حمید‌پارسانیا، مرتضی‌صفاری، ناصرفیض، ابراهیم فیاض، سیدمسعودشجاع‌طباطبایی، ذبیح‌الله نعیمیان، سید‌اکبرمیرجعفری، محمدرضازائری، سعدالله‌زارعی، مهدی‌مطهرنیا و &#8230; منتشرشد.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"> </p>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=3462">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/3462/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زنگ‌هایی که در فر‌هنگ‌سرای پایداری به صدا در‌می‌آیند</title>
		<link>http://asha.ir/archives/3456</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/3456#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 23 Jul 2010 07:45:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ریحانه مهرزاد</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگشت]]></category>
		<category><![CDATA[ارنست همینگوی]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ داخلی اسپانیا]]></category>
		<category><![CDATA[جواد جزینی]]></category>
		<category><![CDATA[زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ‌سرای پایداری]]></category>
		<category><![CDATA[نقد کتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/archives/3456</guid>
		<description><![CDATA[رمان &#8220;زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند&#8221; نوشته ارنست همینگوی، یک‌شنبه، ۳ مرداد ۸۹ در فرهنگ‌سرای پایداری نقد می‌شود. ایبنا خبر داد: محمدجواد جزینی به عنوان منتقد، در نشست نقد و بررسی رمان &#8220;زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند&#8221; نوشته ارنست همینگوی، در فرهنگ‌سرای پایداری حاضر می‌شود. &#8220;زنگ‌ها برای که به صدا در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/naghd.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;" ><p dir="rtl">رمان &#8220;زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند&#8221; نوشته ارنست همینگوی، یک‌شنبه، ۳ مرداد ۸۹ در فرهنگ‌سرای پایداری نقد می‌شود.</p>
<p dir="rtl">ایبنا خبر داد: محمدجواد جزینی به عنوان منتقد، در نشست نقد و بررسی رمان &#8220;زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند&#8221; نوشته ارنست همینگوی، در فرهنگ‌سرای پایداری حاضر می‌شود.</p>
<p dir="rtl">&#8220;زنگ‌ها برای که به صدا در می آیند&#8221;، رمانی است از ارنست همینگوی که با موضوع جنگ داخلی اسپانیا در سال ۱۹۴۰ منتشر شده است.</p>
<p dir="rtl">این اثر، توسط مهدی غبرائی ترجمه شده و برای اولین‌بار در سال ۱۳۵۰ توسط نشر سکه منتشر و سپس در سال ۱۳۸۷ با عنوان &#8220;این ناقوس مرگ کیست&#8221; توسط نشر افق به چاپ رسیده است.</p>
<p dir="rtl">نشست نقد و بررسی رمان &#8220;زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند&#8221; ساعت ۱۷:۳۰ روز یک‌شنبه ۳ مرداد ۸۹ در فرهنگ‌سرای پایداری واقع در خیابان پاسداران، خیابان شهید گل‌نبی، خیابان شهید ناطق نوری آغاز می‌شود.</p>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=3456">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/3456/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بازروایی معضلات اجتماعی در طبقه سوم</title>
		<link>http://asha.ir/archives/3451</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/3451#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Jul 2010 18:42:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ریحانه مهرزاد</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگشت]]></category>
		<category><![CDATA[بیژن میرباقری]]></category>
		<category><![CDATA[طبقه سوم]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ‌سرای انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[نقد فیلم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/archives/3451</guid>
		<description><![CDATA[فیلم سینمایی «طبقه سوم» با حضور عوامل فیلم در فرهنگ‌سرای انقلاب، نقد و بررسی می‌شود. فارس خبر داد: در این برنامه «بیژن میرباقری» (کارگردان)، «بهزاد صدیقی» (مجری و منتقد) و جمعی از بازی‌گران این فیلم حضور خواهند داشت. فیلم‌نامه طبقه سوم  را میرباقری در سال ۸۵ نوشته‌ و در آن به معضلات جوانان پرداخته است. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/kelaket.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;" ><p dir="rtl">فیلم سینمایی «طبقه سوم» با حضور عوامل فیلم در فرهنگ‌سرای انقلاب، نقد و بررسی می‌شود.</p>
<p dir="rtl">فارس خبر داد: در این برنامه «بیژن میرباقری» (کارگردان)، «بهزاد صدیقی» (مجری و منتقد) و جمعی از بازی‌گران این فیلم حضور خواهند داشت.</p>
<p dir="rtl">فیلم‌نامه طبقه سوم  را میرباقری در سال ۸۵ نوشته‌ و در آن به معضلات جوانان پرداخته است.</p>
<p dir="rtl">بازی‌گران این فیلم عبارت اند از: مهناز افشار، پگاه آهن‌گرانی، مهرداد ضیایی و پاشا رستمی ایفای نقش کرده‌اند.</p>
<p dir="rtl">علاقه‌مندان به عضویت در کانون فیلم امید و حضور در گردهمایی می‌توانند هر روز تا سه‌شنبه ۲۹ تیر جاری از ساعت ۸ تا ۱۶ به نشانی بزرگراه نواب صفوی تقاطع خیابان کمیل شرقی فرهنگ‌سرای انقلاب واحد فرهنگی و یا برای حضور در برنامه و تهیه بلیت در مورخ سه‌شنبه۲۹ تیر ماه از ساعت ۱۷ تا ۲۰ به تالار فجر فرهنگ‌سرا مراجعه کنند.</p>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=3451">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/3451/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اجازه دهید نفسی تازه کنم</title>
		<link>http://asha.ir/archives/3446</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/3446#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Jul 2010 09:19:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شیما پراینده</dc:creator>
				<category><![CDATA[تیتر اول]]></category>
		<category><![CDATA[صفحه اول]]></category>
		<category><![CDATA[گفت‌گو]]></category>
		<category><![CDATA[دن بروان]]></category>
		<category><![CDATA[راز داوینجی]]></category>
		<category><![CDATA[رمز داوینچی]]></category>
		<category><![CDATA[نماد گمشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/archives/3446</guid>
		<description><![CDATA[بسیاری از خوانندگان می‌دانند که دن براون یکی از موفق‌ترین نویسندگان در تاریخ اخیر است. آخرین کتاب او که مربوط می‌شود به سال ۲۰۰۳ «راز داوینچی» بود که در حال حاضر بیش از ۸۱ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به چاپ رسیده است. ۲ نمونه از اولین فیلم‌های اقتباس‌شده از آثار او، «راز [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/dan-brown.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;width:99%" ><p><strong>بسیاری از خوانندگان می‌دانند که دن براون یکی از موفق‌ترین نویسندگان در تاریخ اخیر است. آخرین کتاب او که مربوط می‌شود به سال ۲۰۰۳ «راز داوینچی» بود که در حال حاضر بیش از ۸۱ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به چاپ رسیده است. ۲ نمونه از اولین فیلم‌های اقتباس‌شده از آثار او، «راز داوینچی» و «فرشتگان و شیاطین» رویِ هم بیش از ۱ میلیارد دلار از محل فروش بلیط در سطح جهان به ارمغان آورد. هم اکنون پنجمین و آخرین کتاب او، «نماد گمشده» به ۵۰ زبان ترجمه شده است.</strong></p>
<p><strong>آقایِ براون ۴۵ ساله، در حالی که شلوار جین و پلووری تیره بر تن دارد در مرکز شهر منهتن با ما به گفتگو نشسته است.</strong></p>
<p><strong>■</strong><strong> </strong><strong>۶ سالی است که از انتشار کتاب راز داوینچی‌تان می‌گذرد، دلیل این همه فاصله چیست؟</strong></p>
<p>مطالب و ایده‌ها به قدری پیچیده هستند که زمان می‌برد به روندی برسند که بتوانم از آن‌ها به طور مؤثر در داستان استفاده کنم.</p>
<p><strong>■</strong><strong> </strong><strong>آیا احساس مسئولیت کار انتشار بر دوش شما سنگینی می‌کند؟</strong></p>
<p>نه، چون یک کتاب به تنهایی نمی‌تواند صنعت را نجات دهد. کار من این است که بهترین کتابی را که می‌توانم، بنویسم. امیدوارم که این کاتالیزوری برای یادآوری مردم باشد که چه قدر بیرون رفتن و خریدن و خواندن کتاب‌های دیگر جالب است.</p>
<p><strong>■</strong><strong> </strong><strong>آیا از کتاب «نماد گمشده»تان راضی هستید؟</strong></p>
<p>واقعاً به آن افتخار می‌کنم. از خوانندگان می‌خواهم به همان اندازه که از کتاب راز داوینچی لذت بردند از نماد گمشده هم لذت ببرند. برای اطمینان آن‌ها می‌گویم که «خانهٔ چاپ و نشر»، هر مقدار زمانی که احتیاج داشتم در اختیار من گذاشت و اصلا مرا تحت فشار قرار نداد.</p>
<p><strong>■</strong><strong> </strong><strong>آرزویتان برای این کتاب چیست؟</strong></p>
<p>بعد از این که کتاب راز داوینچی به چاپ رسید، مردم پیش من می‌آمدند و می‌گفتند که بعد از دوران دبیرستان و دانشگاه چیزی نخوانده بودند، اما هم اکنون لذت خواندن را دوباره کشف کرده‌اند. و آرزو می‌کنم این اتفاق دوباره بیفتد.</p>
<p><strong>■</strong><strong> </strong><strong>آیا شما تا کنون از موانع نویسندگی رنج برده‌اید؟</strong></p>
<p>نه، من به اندازهٔ ۴ جعبه یخچال، کاغذ دربارهٔ نماد گمشده نوشتم که از هیچ کدام استفاده نکردم! شاید به اندازهٔ ۱۰ رمان برای این کتاب مطلب نوشتم.</p>
<p><strong>■</strong><strong> </strong><strong>تا چه اندازه حقایق را ارزیابی می‌کنید؟</strong></p>
<p>تحقیق چندین لایه دارد. من سه مرتبه به محلی که می‌خواهم راجع به آن بنویسم می‌روم تا مطمئن شوم که توصیفات کاملاً درست است. شما معمولاً با یکی-دو بار دیدار نمی‌توانید متوجه شوید که از کدام جزئیاتی که در آن مکان هست می‌خواهید استفاده کنید. با متخصص ساختمان یا تاریخدان آن جا صحبت می‌کنم تا مطمئن شوم آن چه برداشت کرده‌ام درست است. هیچ کس دست نوشته‌ها را قبل از این که به مرحلهٔ چاپ برسد نمی‌خواند، اما ناشرٍ من حقایق را مورد بررسی قرار می‌دهد و شما را به سطح بالایی از بررسی دقیق می‌کشاند، در حقیقت من حقایق را در مجموعهٔ داستان بهم می‌بافم.</p>
<p><strong>■</strong><strong> </strong><strong>آیا ثروت شما را تغییر داده است؟</strong></p>
<p>نه، من هنوز هم ساعت ۴ صبح برای نوشتن بیدار می‌شوم و هر روز صبح مقابلم یک کاغذ سفید دارم. برای شخصیت‌های داستان اهمیت ندارد که من چقدر پول می‌گیرم. همان دوستان قدیمی‌ام را دارم، همسرم همان زن شگفت‌انگیز است. یک «لکسوس» مدل ۴ سال پیش را دارم. به  پول فکر نمی‌کنم، پول دارم ولی مجذوب لباس‌ها و ماشین‌های تجملی و قایق‌های تفریحی نشده‌ام.</p>
<p><strong>■</strong><strong> </strong><strong>از اینکه هالیوود طرفدار کتابهایتان است چه احساسی دارید؟</strong></p>
<p>اقتباس (اقتباس کردن فیلمنامهٔ) این کار بسیار دشوار است، زیرا آن اطلاعات فشرده هستند. من خبر دارم که چقدر <strong>ران هاوارد</strong> (کارگردان)<strong> </strong>و تیمش سخت کار می‌کنند. آوردن مطالب کتاب در زندگی واقعی کار بسیار سختی است. من اولین شبی که سر صحنه رفتم، ساعت ۲ صبح در قصر <strong>لوور</strong> با راهب زالی که به اطراف می‌دوید بودم. خیلی خوش گذشت.</p>
<p><strong>■</strong><strong> </strong><strong>دلیل موفقیتتان چیست؟</strong></p>
<p>بهترین معلمان کسانی هستند که شما را کنجکاو بار بیاورند. اگر همهٔ کتاب‌های من این کار را انجام دهند، من به هیجان می‌آیم.</p>
<p><strong>■</strong><strong> </strong><strong>الان روی کتاب جدیدی کار می‌کنید؟</strong></p>
<p>اجازه دهید اول نفسی تازه کنم.</p>
<p><strong>■</strong><strong> </strong><strong>موفقیت‌تان در کتاب راز داوینچی چطور بر کتاب بعدی‌تان تأثیر گذاشت؟</strong></p>
<p>از وقتی متوجه شدم کتاب راز داوینچی مشهور می‌شود شروع به نوشتن کتاب نماد گمشده کردم. اتفاقی که برای من افتاد و باید برای تمامی نویسندگان موفق بیفتد این است که، من موقتا به خودآگاهی بسیار زیادی رسیدم و آن این بود که به جای این‌که بنویسید و بگوئید: «شخصیت داستان چه کاری انجام دهد»، بگویید «منتظر باشید، زیرا میلیون‌ها نفر قصد خواندن آن را دارند». این شبیه کار یک بازیکن تنیس است که به ضربهٔ خیلی سختی فکر می‌کند.</p>
<p><strong>■</strong><strong> </strong><strong>آیا تشابهی بین رمان جدیدتان با راز داوینچی وجود دارد؟</strong></p>
<p>تشابهاتی بین این رمان و تمام کتاب‌های دیگر من هست. من به دنیایی از نمادهای مشابه اشاره کرده‌ام، انجمن سری، هنر و تاریخ.</p>
<p><strong>■</strong><strong> </strong><strong>آیا شما فردی مذهبی هستید؟</strong></p>
<p>من در کلیسای اسقف بزرگ شدم و وقتی کودک بودم خیلی مذهبی بودم. در پایه هشتم یا نهم بودم که اخترشناسی و کیهان‌شناسی و دربارهٔ منشا علوم مطالعه کردم. یادم می‌آید که به کشیش گفتم: «من این موضوع را متوجه نمی‌شوم، کتابی خوانده بودم که در آن گفته شده بود که جهان حاصل یک انفجار بزرگ است. اما در این جا می‌گوید خدا آسمان و زمین و حیوانات را در ۷ روز آفرید. کدامشان درست است؟» بدبختانه جوابی که شنیدم این بودکه: «پسر خوب این سؤال را نپرس». اشتیاقم از بین رفت. و گفتم «انجیل بی‌معناست. علم برای من بامعناتر است». همان زمان بود که از مذهب کناره گرفتم.</p>
<p><strong>■</strong><strong> </strong><strong>آیا در حال حاضر برایتان سخت است که در مورد رابرت لنگدون بنویسید بدون این‌که تام هنکس را به تصویر بکشید؟</strong></p>
<p>نه، من ساعات بسیار زیادی را با رابرت لنگدون در تصوراتم سپری کردم بدون این که تام هنکس را در تلویزیون دیده باشم.</p>

				<div>
					<h4>4 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/9244c089bd076fbbbc3fe526f235fc7b?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>Shakiba Moosavi:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/3446/comment-page-1#comment-1757">2010-Jul-18</a></small>
							سلام دوست عزیزم. 
من واقعا از این وب سایت خوشم اومد. بهتون تبریک میگم. می دونید، باید بگم که کارتون خیلی عالیه! مطالبی که توی این وب سایت هست، هم خیلی زیاده و هم خیلی مفید. به هر حال، امیدوارم که همیشه موفق باشید!
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/e5f49df33be0f49b6aaadb559742d150?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>ایمان مطهری منش:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/3446/comment-page-1#comment-1762">2010-Jul-19</a></small>
							سلام. خوشحالیم که خانه‌مان به دل‌تان نشسته. خوش آمدید
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/a629d280ffb21334fccf7405d49ed667?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>سارا صدر:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/3446/comment-page-1#comment-1764">2010-Jul-20</a></small>
							لطفا کارهای بیشتری از داون برون و نویسنده های مطرح روز دنیا رو توی سایتتون بذارین این جور مطالب به شدت مفید هستن
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/6cf58ac1f22fbd7745d41366c96d2fe2?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>آراد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/3446/comment-page-1#comment-1768">2010-Jul-27</a></small>
							مرسی دن براووووووووون که ساعت چهار صبح بیداره و می نویسه ما تازه چهار صبح می خوابیم
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=3446">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/3446/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>باغ تلو روی ترازوی نقد</title>
		<link>http://asha.ir/archives/3443</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/3443#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 16 Jul 2010 19:21:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ریحانه مهرزاد</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگشت]]></category>
		<category><![CDATA[باغ تلو]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ‌سرای پایدرای]]></category>
		<category><![CDATA[مجید قیصری]]></category>
		<category><![CDATA[محمد‌جواد‌جزینی]]></category>
		<category><![CDATA[نقد کتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/archives/3443</guid>
		<description><![CDATA[رمان &#8220;باغ تلو&#8221; نوشته مجید قیصری، در فرهنگ‌سرای پایداری با حضور محمد جواد جزینی نقد و بررسی می‌شود. به نقل از ایبنا، &#8220;باغ تلو&#8221;، با محوریت جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، به تاثیر مستقیم آن بر شهروندان و زنان ایرانی می‌پردازد. نشر علم در سال ۱۳۸۵ برای نخستین‌بار این رمان را منتشر کرده است. این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/n00030730-b.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;" ><p dir="rtl">رمان &#8220;باغ تلو&#8221; نوشته مجید قیصری، در فرهنگ‌سرای پایداری با حضور محمد جواد جزینی نقد و بررسی می‌شود.</p>
<p dir="rtl">به نقل از ایبنا، &#8220;باغ تلو&#8221;، با محوریت جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، به تاثیر مستقیم آن بر شهروندان و زنان ایرانی می‌پردازد.</p>
<p dir="rtl">نشر علم در سال ۱۳۸۵ برای نخستین‌بار این رمان را منتشر کرده است.</p>
<p dir="rtl">این نشست در ساعت ۱۷:۳۰ روز یک‌شنبه، ۲۷ تیرماه در فرهنگ‌سرای پایداری واقع در خیابان پاسداران، خیابان شهید گل‌نبی، خیابان شهید ناطق نوری برگزار می‌شود.</p>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=3443">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/3443/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جنگ در بوسنی، در قاب نگاه رضا برجی</title>
		<link>http://asha.ir/archives/3438</link>
		<comments>http://asha.ir/archives/3438#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 14 Jul 2010 18:25:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ریحانه مهرزاد</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگشت]]></category>
		<category><![CDATA[بوسنی و هرزگوین]]></category>
		<category><![CDATA[حوزه هنری]]></category>
		<category><![CDATA[رضا برجی]]></category>
		<category><![CDATA[نمایش‌گاه عکس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asha.ir/archives/3438</guid>
		<description><![CDATA[نمایش‌گاه عکسی از آثار رضابرجی به مناسبت سال‌گرد قتل عام مردم بوسنی و هرزگوین برگزار می‌شود. فارس خبر داد، انجمن دوستی ایران و بوسنی و هرزگوین، به منظور نشان دادن بخشی از مظلومیت مسلمانان بی‌دفاع در شهر سربرنیستا بوسنی و هرزگوین که هم‌زمان با این ایام در ۱۵ سال قبل، بیش از ۸ هزار کودک و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://asha.ir/core/wp-content/uploads/photographer.jpg" style="float:right; margin:0px 0px 5px 10px;" ><p dir="rtl">نمایش‌گاه عکسی از آثار رضابرجی به مناسبت سال‌گرد قتل عام مردم بوسنی و هرزگوین برگزار می‌شود.</p>
<p dir="rtl">فارس خبر داد، انجمن دوستی ایران و بوسنی و هرزگوین، به منظور نشان دادن بخشی از مظلومیت مسلمانان بی‌دفاع در شهر سربرنیستا بوسنی و هرزگوین که هم‌زمان با این ایام در ۱۵ سال قبل، بیش از ۸ هزار کودک و زنان و مردان بی‌دفاع قتل عام شده‌‌اند، نمایش‌گاه عکسی از اثار «رضا برجی» از مورخه ۲۲ لغایت ۲۸ تیر ماه ۱۳۸۹ (به غیر از جمعه) در خانه عکاسان ایران واقع در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به آدرس خیابان سمیه زیر پل حافظ از ساعت ۹ الی ۱۹ برپا می‌‌شود.</p>

				<div>
					<h4>1 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/a275e0cdc4508f4f8cab62760c72c507?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>ارجمندي:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://asha.ir/archives/3438/comment-page-1#comment-1765">2010-Jul-22</a></small>
							اين جور نمايشگاهها بايد بجاي محلهاي خاص توي پاركها و مساجد ومترو مكانهاي عبور مردم  بر قرار بشه
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://asha.ir/core/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=3438">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asha.ir/archives/3438/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
